هوش مصنوعی: هم آموز یا جانشین معلم در تفکر انتقادی؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NIRDA01_154
تاریخ نمایه سازی: 6 آبان 1405
چکیده مقاله:
ورود هوش مصنوعی مولد به کلاس درس، پرسشی بنیادین را پیش روی نظام های آموزشی گذاشته است: آیا این فناوری می تواند جانشین معلم در پرورش تفکر انتقادی شود، یا باید آن را هم آموزی در کنار دانش آموز و تحت هدایت معلم دانست؟ این مقاله با روش تحلیلی–تفسیری و با تکیه بر ادبیات پژوهشی سال های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، دو استعاره «جانشین معلم» و «هم آموز» را به عنوان دو چارچوب رقیب برای مفهوم سازی نقش هوش مصنوعی در تفکر انتقادی بررسی می کند. یافته های پژوهش های تجربی نشان می دهد که هوش مصنوعی، هنگامی که در قالب پرسشگری سقراطی، بازخورد ساختاریافته و گفت وگوی تاملی و تحت هدایت معلم به کار گرفته می شود، می تواند مهارت های تحلیلی، استنباطی و خودتنظیمی را تقویت کند؛ اما شواهد محکمی برای پرورش گرایش های عمیق تفکر انتقادی، مانند حقیقت جویی و قضاوت پخته، وجود ندارد. در مقابل، واگذاری بی قیدوشرط کار شناختی به ماشین، خطر «بدهی شناختی»، «توهم یادگیری» و تضعیف استقلال فکری را به همراه دارد. استدلال اصلی مقاله این است که دوگانه «هم آموز یا جانشین» اساسا گمراه کننده است؛ آنچه تعیین کننده است، نه ماهیت ذاتی فناوری، بلکه طراحی تربیتی، نقش فعال معلم و جای گذاری هوش مصنوعی در معماری رابطه معلم–دانش آموز–دانش است. هوش مصنوعی می تواند هم آموز باشد، به شرط آنکه معلم همچنان مسئول طراحی موقعیت های یادگیری، پرسشگری انتقادی و پرورش آگاهی انتقادی باقی بماند.
نویسندگان
سعیده کوهگرد
ارشدعلوم تربیتی ،برنامه ریزی درسی دانشگاه غیرانتفاعی صفاهان
فرشته فقیهی
ارشد علوم تربیتی/پیش دبستانی دانشگاه غیرانتفاعی صفاهان