تدوین الگوی استاندارد نگارش اساسنامه ها و آیین نامه ها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_2854

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی استاندارد نگارش اساسنامه ها و آیین نامه ها انجام شده است تا از این طریق شفافیت تقنینی، انسجام هنجاری، ساختار منطقی و همسویی با اسناد بالادستی تقویت شود. مسئله اصلی پژوهش آن است که بسیاری از اساسنامه ها و آیین نامه های مصوب در نظام حقوقی-اداری ایران با آسیب هایی مانند اطناب حقوقی، ابهام در تعاریف، تعارض درونی و بیرونی با قوانین بالادستی، فقدان پیوند منطقی میان اصول و ضمانت اجراها، و نبود چرخه اعتبارسنجی پیش ازتصویب روبه رو هستند و همین آسیب ها به افزایش تفسیرهای سلیقه ای، تعارض اجرایی، کندی اجرا و ابطال در مراجع قضایی منجر می شود. پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت ترکیبی با غلبه رویکرد کیفی است و در آن از تحلیل حقوقی-زبانی متون هنجاری، مطالعه اسنادی، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و دو دور دلفی خبرگی استفاده شده است. جامعه اسنادی شامل ۴۵ سند کلیدی و ۱۲۰ رای منتخب دیوان عدالت اداری و جامعه انسانی شامل ۱۵ تا ۲۰ خبره حقوق تقنینی، تدوین گران دفاتر حقوقی، استادان حقوق عمومی و زبان شناسی حقوقی و داوران باسابقه است. ابزار پژوهش شامل فیش برداری ساختاریافته، چک لیست ۴۲گویه ای ارزیابی کیفیت نگارش، راهنمای مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه دلفی بود. یافته ها نشان داد شفافیت تقنینی در سطح متوسط ۵۴ درصد، انسجام درونی ۴۱ درصد، پرهیز از تعارض بیرونی ۳۸ درصد و همسویی اجرایی با اسناد بالادستی ۴۷ درصد قرار دارد و حدود ۶۸ درصد ابطال های بررسی شده با ابهام زبانی یا تجاوز از حدود تفویض ارتباط دارد. بر پایه دو دور دلفی، پنج بعد کلیدی با وزن های شفافیت زبانی ۲۸ درصد، انسجام ساختاری ۲۴ درصد، همسویی هنجاری ۲۰ درصد، عملیاتی سازی اجرایی ۱۶ درصد و پرهیز از اطناب و تکرار ۱۲ درصد تایید شد و ضریب هماهنگی کندال در دور دوم ۰٫۸۹ به دست آمد. الگوی پیشنهادی در چهار لایه ساختاری، زبانی، فرآیندی و اعتبارسنجی طراحی شد و شامل چیدمان هفت گانه استاندارد، راهنمای واژگان و افعال حقوقی، گام های تدوین تا تصویب و چک لیست پیش ازابلاغ است. نتیجه پژوهش آن است که ناکارآمدی نگارش مقررات بیش از آنکه ریشه در محتوای سیاستی داشته باشد، به فقدان مهندسی فرآیند تولید مقرره و حرفه ای سازی حقوق نویسی مرتبط است و استقرار الگوی استاندارد می تواند گذار از تورم مقرراتی ابهام آفرین به حکمرانی مقرراتی شفاف و کارآمد را تسهیل کند.

نویسندگان

غزال وطن پرست

آموزش و پرورش ناحیه ۴ مشهد مقدس، خراسان رضوی