سواد دیجیتال معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه نظری و هنرستان: شکاف ها و راهکارهای همسوسازی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_2745
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل شکاف های سواد دیجیتال میان معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه در دو شاخه نظری و هنرستان و ارائه راهکارهایی برای همسوسازی این شکاف ها انجام شد. سواد دیجیتال به عنوان یکی از صلاحیت های بنیادین عصر دیجیتال، فراتر از مهارت فنی است و ابعاد اطلاعاتی-شناختی، انتقادی، ارتباطی-اجتماعی و اخلاقی-امنیتی را در بر می گیرد و با گسترش آموزش ترکیبی و برخط، شکاف های موجود در این حوزه به مسئله ای جدی در کیفیت آموزش و فرصت های برابر یادگیری تبدیل شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) با طرح اکتشافی-تبیینی بود؛ در مرحله کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان، دانش آموزان و متخصصان آموزش و فناوری آموزشی اجرا شد و در مرحله کمی، پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر چارچوب مفهومی پژوهش در نمونه ای شامل ۴۰۰ معلم و ۶۰۰ دانش آموز به کار رفت. نمونه گیری در بخش کمی به صورت تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و در بخش کیفی هدفمند از نوع حداکثر تنوع بود و تحلیل داده های کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری سه مرحله ای و تحلیل داده های کمی با آمار توصیفی، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس چندمتغیری، رگرسیون چندگانه، تحلیل میانجی گری و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی، مدل پنج بعدی سواد دیجیتال (فنی، اطلاعاتی-شناختی، انتقادی، ارتباطی-اجتماعی و اخلاقی-امنیتی) را تایید کرد و یافته ها نشان داد که میانگین کل سواد دیجیتال معلمان به طور معناداری بالاتر از دانش آموزان است، اما این تفاوت در همه ابعاد یکسان نیست؛ در بعد فنی دانش آموزان و در بعد اخلاقی-امنیتی معلمان برتری معنادار داشتند و در بعد انتقادی هر دو گروه میانگین پایینی داشتند. مقایسه دو شاخه نظری و هنرستان نشان داد که معلمان و دانش آموزان هنرستان در بعد فنی بالاتر، اما در ابعاد اطلاعاتی-شناختی، انتقادی و اخلاقی-امنیتی پایین تر از گروه نظری قرار داشتند و تحلیل شکاف دیجیتال بر پایه چهار سطح دسترسی، مهارت، استفاده و پیامد نشان داد که شکاف در سطح دسترسی کمتر از سطوح دیگر است و شکاف های عمیق تری در مهارت، استفاده و بهره مندی از فناوری وجود دارد. بر پایه یافته ها، راهکارهای همسوسازی در سه سطح برنامه درسی (ادغام بین رشته ای سواد دیجیتال، پروژه های عملی مبتنی بر فناوری و تاکید بر تفکر انتقادی)، توسعه حرفه ای (برنامه های ضمن خدمت مبتنی بر DigCompEdu، آموزش TPACK و منتورینگ همتا) و سیاست گذاری (تامین زیرساخت ها، تدوین چارچوب ملی سواد دیجیتال و همکاری با صنعت و خانواده) طراحی و اولویت بندی شدند و مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که باورهای pedagogical و خودکارآمدی دیجیتال نقش میانجی معناداری در رابطه میان عوامل نهادی و سواد دیجیتال ایفا می کنند و این رابطه در هنرستان ها قوی تر از مدارس نظری است. نتیجه کلی پژوهش آن است که همسوسازی سواد دیجیتال معلمان و دانش آموزان نیازمند چارچوبی یکپارچه، زمینه محور و مبتنی بر شواهد است که تفاوت های شاخه های نظری و هنرستان را در نظر بگیرد و بر تعامل میان معلم، دانش آموز، برنامه درسی و نهاد آموزشی تاکید کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدمهدی طحانی
دانشجومعلم، آموزش و پرورش مشهد تبادکان استان خراسان رضوی ، دانشجوی کارشناسی الهیات ، دانشگاه فرهنگیان امام محمدباقر
رئوفه شمشیری
فرهنگی، آموزش و پرورش ناحیه۲ ساری استان مازندران ، کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی ، دانشگاه آزاد اسلامی ساری.
شهناز بهبودی
فرهنگی، آموزش و پرورش بجنورد استان خراسان شمالی ، کارشناسی آموزش ابتدایی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد.
امیر رخشانی
فرهنگی، آموزش و پرورش بیرجند استان خراسان جنوبی ، کارشناسی برق الکترونیک ، دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند.