مقایسه نگرش معلم و دانش آموزان به ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_2639
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش معلمان و دانش آموزان به ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی طراحی و اجرا شد؛ این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها کمی، با طرح توصیفی-پیمایشی و رویکرد تطبیقی-مقایسه ای است و مدل مفهومی آن بر اساس نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری ، مدل پذیرش فناوری و چارچوب TPACK هوشمند طراحی شده و نگرش به عنوان سازه ای سه بعدی شامل مولفه های شناختی، عاطفی و رفتاری در نظر گرفته شده است. جامعه آماری شامل معلمان و دانش آموزان دوره متوسطه بود و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و طبقه ای نسبتی، ۴۰۰ معلم و ۴۰۰ دانش آموز انتخاب شدند؛ ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر مقیاس لیکرت پنج گزینه ای بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصان تایید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بالای ۰٫۸ محاسبه شد و داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی) و استنباطی (t مستقل، MANOVA، ANCOVA، تحلیل رگرسیون و مدل سازی معادلات ساختاری) در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که نگرش معلمان به ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی، الگویی چندبعدی و «مثبت محتاطانه» دارد؛ به طوری که معلمان به سودمندی هوش مصنوعی باور نسبتا قوی دارند اما در مورد قابلیت اطمینان، اخلاقی بودن و پیامدهای بلندمدت آن تردید نشان می دهند، در مقابل، نگرش دانش آموزان «مثبت مشتاقانه اما شکننده» است و آنان هوش مصنوعی را ابزاری کارآمد برای یادگیری شخصی سازی شده، دسترسی سریع به اطلاعات و کمک در تکالیف می دانند، هرچند نگرانی هایی درباره حریم خصوصی، وابستگی بیش ازحد و کاهش تعامل انسانی دارند. نتایج آزمون t مستقل و MANOVA نشان داد که بین نگرش معلمان و دانش آموزان در هر سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری تفاوت معناداری وجود دارد (p < ۰.۰۰۱) و دانش آموزان در همه ابعاد نگرش مثبت تری نسبت به معلمان نشان می دهند؛ بزرگ ترین تفاوت در بعد شناختی (d = ۱.۰۲) و کوچک ترین تفاوت در بعد عاطفی (d = ۰.۷۲) مشاهده شد و تحلیل رگرسیون نشان داد که سواد دیجیتال، خودکارآمدی فناورانه و حمایت سازمانی در گروه معلمان، و سواد هوش مصنوعی، دسترسی به فناوری و راهنمایی معلم در گروه دانش آموزان، قوی ترین پیش بین های نگرش مثبت هستند (R² ≥ ۰.۵۰, p < ۰.۰۰۱). بر اساس یافته ها، نتیجه گیری شد که ادغام موفق هوش مصنوعی در برنامه درسی، پیش از هر چیز نیازمند درک عمیق، مدیریت هوشمندانه و همسوسازی نگرش ذی نفعان اصلی است؛ شکاف نگرشی بین معلمان و دانش آموزان، اگر به درستی مدیریت شود، می تواند به فرصتی برای گفتگو، یادگیری متقابل و هم آفرینی در طراحی برنامه درسی هوشمند تبدیل شود و دلالت های کاربردی پژوهش شامل تدوین چارچوب ملی ادغام اخلاقی هوش مصنوعی، سرمایه گذاری در توسعه حرفه ای معلمان، تقویت سواد هوش مصنوعی دانش آموزان، کاهش شکاف دیجیتال و مشارکت دادن ذی نفعان در طراحی برنامه درسی است؛ در نهایت، پژوهش حاضر با ارائه تصویری جامع از نگرش معلمان و دانش آموزان، مبنایی علمی برای طراحی برنامه های درسی هوشمند، اخلاق محور و عدالت محور فراهم می آورد که در آن فناوری در خدمت یادگیری، رشد انسانی و توسعه پایدار قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
مقایسه نگرش معلم و دانش آموزان به ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی
نویسندگان
نساء اکبرزاده گاوگانی
فرهنگی، آموزش و پرورش تبریز ناحیه۵ استان آذربایجان شرقی ، کارشناسی آموزش زبان عربی و دانشجوی کارشناسی ارشد ، دانشگاه فرهنگیان مرکز آموزش عالی شهید باهنر تهران
فریبا صالحی
فرهنگی، آموزش و پرورش اصفهان ، کارشناسی ارشد راهنمائی و مشاوره ، دانشگاه آزاد اسلامی یزد
سولماز عظیم پور
فرهنگی، آموزش و پرورش کرج استان البرز ، مهندسی کامپیوتر نرم افزار ، دانشگاه آزاد اسلامی ساری.
فاطمه خیر اندیش
فرهنگی، آموزش و پرورش کرج استان البرز ، کارشناسی ارتباط تصویری ، دانشگاه میرعماد قزوین .