نگرش معلمان و دانش آموزان متوسطه دوم به تقلب تحصیلی با هوش مصنوعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_2576
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نگرش معلمان و دانش آموزان دوره متوسطه دوم به تقلب تحصیلی با هوش مصنوعی طراحی و اجرا شد. این مطالعه با رویکرد ترکیبی تبیینی–متوالی انجام گرفت که در مرحله نخست، داده های کمی از ۴۵۰ معلم و ۴۵۰ دانش آموز از طریق پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده، نظریه یادگیری اصیل، نظریه اخلاق فناوری، مدل پذیرش فناوری و نظریه عدالت آموزشی گردآوری شد و در مرحله دوم، داده های کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۵ معلم و ۳۰ دانش آموز تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید. نمونه گیری در بخش کمی به روش خوشه ای چندمرحله ای و در بخش کیفی به روش هدفمند از نوع حداکثر تنوع انجام شد. تحلیل داده های کمی با آمار توصیفی، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس چندمتغیری، رگرسیون چندگانه و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت و داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک در نرم افزار MAXQDA تحلیل شد.یافته های پژوهش نشان داد که نگرش معلمان و دانش آموزان در هر سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری تفاوت معناداری دارد. معلمان تقلب با هوش مصنوعی را تهدیدی جدی برای کیفیت یادگیری، عدالت آموزشی و اعتبار ارزشیابی می دانستند و احساس نگرانی و ناتوانی در تشخیص آن داشتند، در حالی که دانش آموزان آن را «کم خطر»، «رایج» و حتی «حق طبیعی در عصر دیجیتال» تلقی می کردند و مرز روشنی میان کمک مشروع و تقلب غیرمجاز قائل نبودند. متغیر «گروه» به تنهایی ۴/۳۸ درصد از واریانس نگرش را تبیین کرد. تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان داد که «سواد هوش مصنوعی» برای معلمان، «نگرش مثبت به فناوری» و «هنجار همسالان» برای دانش آموزان، و «وجود سیاست مدرسه» و «شیوه ارزیابی فرایندمحور» برای هر دو گروه، قوی ترین پیش بینی کننده های نگرش هستند. مدل مفهومی پژوهش ۷/۶۲ درصد از واریانس نگرش معلمان و ۳/۵۸ درصد از واریانس نگرش دانش آموزان را تبیین کرد.بر پایه یافته ها، پنج راهبرد اصلی برای مدیریت اخلاقی تقلب با هوش مصنوعی استخراج شد: طراحی تکالیف فرایندمحور و مقاوم در برابر هوش مصنوعی، آموزش سواد هوش مصنوعی و اخلاق فناوری به هر دو گروه، تدوین سیاست های شفاف و منصفانه، توانمندسازی معلمان با آموزش تخصصی و ابزارهای تشخیصی، و ترویج فرهنگ صداقت علمی و مسئولیت دیجیتال. نتایج نشان داد که راهبردهای صرفا تنبیهی نه تنها موثر نیستند، بلکه می توانند به بی اعتمادی و تشدید تقلب منجر شوند. در مجموع، پژوهش حاضر نتیجه گرفت که مدیریت اخلاقی تقلب هوش مصنوعی نیازمند رویکردی چندسطحی، مشارکتی و آینده نگر است که در آن آموزش، شفافیت، طراحی ارزیابی و فرهنگ سازی همزمان مورد توجه قرار گیرد و آینده نظام آموزشی در عصر هوش مصنوعی نه در ممنوعیت مطلق و نه در پذیرش بی قید و شرط، بلکه در استفاده مسئولانه، آگاهانه و اخلاق محور از این فناوری نهفته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهرزاد قهرمانی
فرهنگی، آموزش و پرورش اسدآباد استان همدان ، کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی همدان
حمیدرضا قهرمانی
فرهنگی، آموزش و پرورش اسدآباد استان همدان ، کارشناسی ریاضی ، دانشگاه پیام نور اسدآباد.
راحیل توکلی
فرهنگی، آموزش و پرورش ناحیه۴ اصفهان ، کارشناسی ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی ، دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان
راحله اولیایی
فرهنگی، آموزش و پرورش کرج استان البرز ، کارشناسی تربیت بدنی و علوم ورزشی ، دانشگاه فردوسی مشهد