نقش کارکردهای اجرایی مغز در پیشرفت ریاضی دانش آموزان ابتدایی با ناتوانی های یادگیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_2478

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

یادگیری ریاضیات در دوران ابتدایی، یکی از پایه های اساسی رشد تحصیلی دانش آموزان محسوب می شود، اما گروه قابل توجهی از این دانش آموزان با چالش های جدی در این حوزه مواجه هستند که تحت عنوان «ناتوانی یادگیری ریاضی» (Dyscalculia) شناخته می شوند [۱]. این ناتوانی ها صرفا ناشی از ضعف در مفاهیم پایه ای ریاضی نیستند، بلکه اغلب با اختلال در فرایندهای شناختی سطح بالاتر مرتبطند [۲]. کارکردهای اجرایی (Executive Functions - EFs)، مجموعه ای از فرایندهای شناختی سطح بالا هستند که نقش حیاتی در برنامه ریزی، سازماندهی، شروع و اتمام تکالیف، کنترل تکانه ها، انعطاف پذیری در تغییر رویکرد و حل مسئله ایفا می کنند [۳]. در میان این کارکردها، حافظه کاری (Working Memory)، بازداری (Inhibition) و انعطاف پذیری شناختی (Cognitive Flexibility) از اهمیت ویژه ای در یادگیری ریاضیات برخوردارند [۴].حافظه کاری به توانایی نگهداری و دستکاری اطلاعات در ذهن برای مدت کوتاه اشاره دارد و برای دنبال کردن مراحل یک مسئله ریاضی، به خاطر سپردن فرمول ها و انجام محاسبات ذهنی ضروری است [۵]. دانش آموزان با حافظه کاری ضعیف، ممکن است در درک روابط بین اعداد، دنبال کردن دستورالعمل های چند مرحله ای و محاسبات پیچیده دچار مشکل شوند [۶]. بازداری، توانایی کنترل توجه و رفتار در برابر محرک های نامرتبط و سرکوب پاسخ های غالب و ناخواسته است. در ریاضیات، این کارکرد برای نادیده گرفتن حواس پرتی در کلاس، تمرکز بر مسئله اصلی و جلوگیری از اشتباهات ناشی از پاسخ های عجولانه اهمیت دارد [۷]. انعطاف پذیری شناختی، توانایی جابجایی بین وظایف مختلف، تغییر رویکرد حل مسئله و انطباق با قوانین جدید است. دانش آموزان با انعطاف پذیری شناختی پایین، ممکن است در تغییر استراتژی حل مسئله، درک مفاهیم جدید یا تطابق با شیوه های جدید آموزش دچار مشکل شوند [۸].با توجه به شیوع ناتوانی های یادگیری در ریاضیات و نقش کلیدی کارکردهای اجرایی در فرایند یادگیری، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سطح کارکردهای اجرایی (حافظه کاری، بازداری و انعطاف پذیری شناختی) و میزان پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی دانش آموزان ابتدایی که دارای ناتوانی یادگیری تشخیص داده شده هستند، انجام شده است. این مطالعه به دنبال پاسخ به این سوالات است که آیا ضعف در هر یک از این مولفه های کارکرد اجرایی، به طور معناداری با سطح پایین تر پیشرفت ریاضی مرتبط است؟ و کدام یک از این کارکردها، سهم بیشتری در تبیین تفاوت های پیشرفت ریاضی در این گروه از دانش آموزان دارد؟یافته های این پژوهش می تواند به تشخیص زودهنگام تر مشکلات یادگیری ریاضی، طراحی برنامه های آموزشی و توانبخشی هدفمند برای تقویت کارکردهای اجرایی و در نتیجه، بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری کمک شایانی نماید [۹]. همچنین، این تحقیق می تواند اطلاعات ارزشمندی را برای معلمان، مشاوران مدارس و والدین فراهم آورد تا با درک بهتر چالش های شناختی این دانش آموزان، راهبردهای حمایتی موثرتری را به کار گیرند.

نویسندگان

مریم محمدی میلاسی

کارشناسی آموزش ابتدایی ،دانشگاه آزاد بندر لنگه ،آموزگار دبستان شهدای ملی گاز بندرعباس