معلم نواندیش؛ هسته مرکزی بازآفرینی نظام آموزشی راهبردی برای گذار از آموزش انتقال محور به آموزش تحول آفرین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_2347

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش و جایگاه «معلم نواندیش» به عنوان هسته مرکزی بازآفرینی نظام آموزشی و تبیین الزامات گذار از الگوی آموزش انتقال محور به آموزش تحول آفرین است. در این رویکرد، معلم صرفا انتقال دهنده دانش و مجری برنامه های درسی تلقی نمی شود، بلکه به عنوان طراح تجربه های یادگیری، تسهیل گر فرایند یادگیری، نوآور آموزشی، پژوهشگر عمل و عامل موثر در ایجاد تغییرات مدرسه ای مورد توجه قرار می گیرد. پژوهش حاضر با رویکرد مروری و با استفاده از روش مطالعه اسنادی انجام شده است. در این راستا، منابع علمی مرتبط با نوآوری آموزشی، تحول مدرسه، شایستگی های حرفه ای معلمان، یادگیری فعال، فناوری های آموزشی، آموزش دانش آموزمحور و نقش معلم در بازآفرینی نظام های آموزشی بررسی و تحلیل شده و با رویکرد تحلیلی تلفیقی، مولفه های اساسی معلم نواندیش و الزامات تحقق آموزش تحول آفرین استخراج شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحقق تحول پایدار در نظام آموزشی، پیش از آنکه به تغییر ابزارها و فناوری های آموزشی وابسته باشد، به تحول در نقش، نگرش و شایستگی های حرفه ای معلم نیاز دارد. معلم نواندیش با برخورداری از شایستگی های دیجیتال، تفکر انتقادی و خلاق، توانایی طراحی یادگیری شخصی سازی شده، استفاده هدفمند از فناوری های نوین، همکاری حرفه ای، اقدام پژوهی و ارزیابی مستمر، می تواند زمینه حرکت از آموزش حافظه محور و انتقال اطلاعات به سوی یادگیری عمیق، مسئله محور، مشارکتی و دانش آموزمحور را فراهم کند. همچنین نتایج نشان می دهد که حمایت مدیریتی، فرهنگ سازمانی نوآور، فرصت های توسعه حرفه ای مستمر، دسترسی عادلانه به فناوری و بازنگری در سیاست ها و برنامه های درسی از الزامات مهم برای تقویت نقش معلم نواندیش محسوب می شوند. بر اساس یافته های پژوهش، معلم نواندیش را می توان یکی از مهم ترین پیشران های بازآفرینی نظام آموزشی دانست؛ زیرا تحول واقعی زمانی شکل می گیرد که تغییرات ساختاری و فناورانه با تحول در نقش و عملکرد معلم همراه شود. بنابراین، سیاست گذاری آموزشی باید به جای تمرکز صرف بر انتقال محتوا و تجهیز مدارس، بر توانمندسازی حرفه ای معلمان، تقویت استقلال و خلاقیت آنان، ایجاد محیط های یادگیری انعطاف پذیر و توسعه فرهنگ نوآوری تمرکز کند. در چنین شرایطی، معلم از «انتقال دهنده دانش» به «معمار یادگیری و عامل تحول آموزشی» تبدیل شده و مدرسه می تواند از یک محیط صرفا آموزش دهنده به محیطی پویا برای پرورش یادگیرندگان خلاق، مستقل، مسئله حل کن و آماده برای مواجهه با تحولات آینده تبدیل شود.

نویسندگان

رحمت اله نژاد فلاح

کارشناسی ارشد، مدیریت کارآفرینی، اداره کل آموزش و پرورش استان البرز