چالش ها و راهکارهای معلمان در شناسایی و حمایت آموزشی عاطفی از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در دوره ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_2219
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
اختلالات یادگیری از جمله مهم ترین عواملی هستند که می توانند فرصت برابر یادگیری را برای برخی دانش آموزان دوره ابتدایی محدود کنند. پیامدهای این اختلالات تنها به ضعف در خواندن، نوشتن یا ریاضیات محدود نیست، بلکه در صورت شناسایی دیرهنگام و ارائه نشدن حمایت متناسب، ممکن است با کاهش خودکارآمدی، اضطراب تحصیلی، اجتناب از فعالیت های یادگیری، افت مشارکت کلاسی و نگرش منفی نسبت به مدرسه همراه شود (تروتا و همکاران، ۲۰۲۶) . در این میان، معلم ابتدایی به دلیل ارتباط مستمر با دانش آموزان و مشاهده روزمره عملکرد آنان، نقشی اساسی در شناسایی اولیه دشواری های یادگیری، اجرای مداخلات آموزشی و حمایت عاطفی ایفا می کند. با این حال، نقش معلم نباید با تشخیص تخصصی و بالینی اختلال یادگیری یکسان تلقی شود (قانون آموزش افراد دارای معلولیت [IDEA]، ۲۰۱۹). هدف مقاله حاضر، تحلیل چالش های معلمان در شناسایی و حمایت آموزشی عاطفی از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری و تبیین ظرفیت های برنامه درسی فراگیر برای کاهش این چالش ها است. این مقاله با روش مروری تحلیلی و با اتکا بر منابع داخلی و بین المللی، مسئله را در سه سطح فردی، کلاسی و مدرسه ای بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که ضعف دانش تخصصی و مهارت کاربردی معلمان (احمدی و همکاران، ۲۰۱۲) ، دشواری تمایز اختلال یادگیری از ضعف آموزشی یا عوامل محیطی، تراکم کلاس، کمبود زمان، دسترسی محدود به متخصصان، فقدان نظام پایش مستمر پیشرفت و کم توجهی به ابعاد هیجانی و اجتماعی یادگیری (سیپریانو و همکاران، ۲۰۲۳) ، از مهم ترین موانع موجود هستند.بر این اساس، مقاله الگویی مفهومی برای نقش معلم در برنامه درسی فراگیر پیشنهاد می کند که بر پنج مولفه شناسایی چندمنبعی، آموزش انعطاف پذیر و پاسخ گو، حمایت عاطفی، همکاری بین حرفه ای و تصمیم گیری مبتنی بر داده استوار است (شاناهان و همکاران، ۲۰۲۵) . یافته های مقاله نشان می دهد که حمایت موثر از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، مستلزم گذار از الگوی صرف «تشخیص و ارجاع» به الگوی «شناسایی زودهنگام، مداخله مبتنی بر شواهد، پایش پیشرفت و مشارکت خانواده و متخصصان» است (مک کنا و همکاران، ۲۰۱۵).
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم منصوری
معاون ( درمانگر) مرکز جامع سنجش و مداخله بهنگام رشدی منطقه ۱۰ تهران ، دانشجوی دکتری تخصصی برنامه ریزی درسی ، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز(سوهانک)
کاملیا السادات خلیلی
درمانگر مرکز جامع سنجش و مداخله بهنگام رشدی منطقه ۴ تهران ، دانشجوی دکتری تخصصی برنامه ریزی درسی ، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز(سوهانک)