بررسی رابطه میان سواد هوش مصنوعی معلمان و توانایی آنان در طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر قضاوت و استدلال انسانی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1243
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
گسترش هوش مصنوعی در محیط های آموزشی، ماهیت تصمیم گیری حرفه ای معلمان و شیوه طراحی فعالیت های یادگیری را با تغییراتی بنیادین مواجه کرده است. در چنین شرایطی، توانایی استفاده از ابزارهای هوشمند به تنهایی نمی تواند معیار مناسبی برای ارزیابی شایستگی حرفه ای معلمان باشد؛ زیرا کیفیت آموزش علاوه بر دسترسی به فناوری، به توانایی تشخیص نیازهای یادگیرندگان، تفسیر موقعیت های پیچیده، ارزیابی اعتبار اطلاعات، پیش بینی پیامدهای آموزشی و اتخاذ تصمیم های متناسب با ویژگی های شناختی و اجتماعی دانش آموزان وابسته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مفهومی میان سواد هوش مصنوعی معلمان و توانایی آنان در طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر قضاوت و استدلال انسانی انجام شده است. این مطالعه از نظر رویکرد، کیفی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و مرور هدفمند منابع علمی است. در این چارچوب، سواد هوش مصنوعی نه صرفا به عنوان مهارت کار با ابزارهای دیجیتال، بلکه به مثابه مجموعه ای از دانش فنی، توانایی ارزیابی انتقادی، شناخت محدودیت های سامانه های هوشمند، مسئولیت پذیری اخلاقی و قدرت تلفیق خروجی های ماشینی با دانش حرفه ای معلم بررسی شده است. همچنین، طراحی فعالیت های یادگیری بر مبنای قضاوت و استدلال انسانی از طریق مولفه هایی همچون طرح مسئله های معنادار، مقایسه دیدگاه ها، تحلیل شواهد، استدلال مستدل، بازاندیشی و تصمیم گیری مستقل دانش آموزان تبیین شده است. جمع بندی تحلیلی منابع نشان می دهد که میان سواد هوش مصنوعی معلمان و ظرفیت آنان برای طراحی فعالیت های یادگیری با محوریت تفکر انسانی، رابطه ای نظری و حرفه ای قابل دفاع وجود دارد؛ بااین حال، این رابطه لزوما مستقیم، خطی یا مستقل از سایر عوامل نیست. کیفیت دانش پداگوژیک، نگرش انتقادی به فناوری، اعتماد کالیبره شده به خروجی های هوش مصنوعی، استقلال حرفه ای معلم و شرایط سازمانی مدرسه می توانند در چگونگی ظهور این رابطه نقش داشته باشند. بر این اساس، بهره گیری اثربخش از هوش مصنوعی مستلزم انتقال تمرکز از تولید سریع محتوای آموزشی به طراحی تجربه های یادگیری است که در آن ها فناوری نقش پشتیبان دارد و مسئولیت نهایی تفسیر، داوری و تصمیم گیری انسانی حفظ می شود. این مطالعه با ارائه چارچوبی تحلیلی، زمینه ای برای پژوهش های تجربی آینده درباره ارتباط میان سواد هوش مصنوعی، کیفیت طراحی آموزشی و پرورش استدلال مستقل دانش آموزان فراهم می کند.
نویسندگان
محمد صدرا صبوری
کارشناسی آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید بهشتی زنجان