تحلیل انتقادی اثرات الگوریتمیک بر ساختار شناختی و رفتارهای اجتماعی نسل :Z بررسی نقش سواد رسانه ای در مواجهه با سوگیری های اطلاعاتی و مدیریت بحران های هویت در فضای مجازی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1230
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
گسترش شبکه های اجتماعی مبتنی بر الگوریتم های پیشنهاددهنده، شیوه دسترسی نسل جدید به اطلاعات، شکل گیری نگرش ها، ارزیابی واقعیت های اجتماعی و بازتعریف هویت فردی را با دگرگونی های بنیادین روبه رو کرده است. در این محیط، آنچه کاربران مشاهده می کنند، صرفا بازتابی از حجم اطلاعات موجود نیست، بلکه حاصل فرایندهای محاسباتی پیچیده ای است که بر اساس سابقه تعامل، علایق استنباط شده، الگوهای رفتاری و اهداف پلتفرم، محتوای خاصی را برجسته یا از دسترس توجه خارج می کنند. این وضعیت، ضمن فراهم کردن امکان دسترسی سریع تر به اطلاعات متناسب با نیازهای کاربران، می تواند بر تنوع شناختی، استقلال قضاوت، نحوه مواجهه با دیدگاه های متفاوت و فرایندهای هویت یابی تاثیر بگذارد. نسل Z به دلیل حضور گسترده در محیط های دیجیتال در دوره شکل گیری هویت و تثبیت الگوهای شناختی و اجتماعی، یکی از گروه های مهم برای بررسی انتقادی این تحولات به شمار می رود؛ هرچند تجربه اعضای این نسل یکسان نیست و تفاوت های خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی و آموزشی در چگونگی مواجهه آنان با محیط های الگوریتمی نقش دارند.پژوهش حاضر با هدف تبیین انتقادی رابطه میان سازوکارهای الگوریتمی، ساختار شناختی، رفتارهای اجتماعی و بحران های احتمالی هویت در نسل Z انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و مرور تحلیلی منابع علمی مرتبط با شخصی سازی محتوا، سوگیری اطلاعاتی، سواد رسانه ای، آگاهی الگوریتمی و هویت دیجیتال است. در این چارچوب، یافته های مطالعات پیشین در قالب محورهای مفهومی مرتبط با یکدیگر بررسی شده اند و هیچ داده میدانی مستقلی برای این مقاله گردآوری نشده است. تحلیل منابع نشان می دهد که اثرات الگوریتمی را نمی توان صرفا به انتشار اطلاعات نادرست یا محدودشدن تنوع محتوا تقلیل داد؛ بلکه باید آن ها را در ارتباط با سازوکارهای توجه، تقویت باورهای پیشین، مقایسه اجتماعی، مدیریت تصویر خود، احساس تعلق گروهی و وابستگی به بازخوردهای دیجیتال مطالعه کرد.نتایج این بررسی حاکی از آن است که سواد رسانه ای، در صورت برخورداری از ابعاد انتقادی، شناختی، اجتماعی و الگوریتمی، می تواند به عنوان عاملی توانمندساز در مواجهه با این شرایط عمل کند. بااین حال، سواد رسانه ای به تنهایی قادر به رفع تمام پیامدهای ناشی از طراحی پلتفرم ها، عدم شفافیت الگوریتم ها و نابرابری در دسترسی به منابع معتبر نیست. بر این اساس، مدیریت چالش های شناختی و هویتی نسل Z مستلزم ترکیبی از آموزش تفکر انتقادی، تقویت توانایی ارزیابی اطلاعات، گسترش تنوع منابع، ارتقای آگاهی درباره سازوکارهای شخصی سازی و ایجاد مسئولیت پذیری در طراحی و اداره پلتفرم های دیجیتال است. مقاله در نهایت بر ضرورت گذار از آموزش صرف مهارت استفاده از رسانه به سوی پرورش توانایی فهم، ارزیابی و نقد نظام های الگوریتمی تاکید می کند.
نویسندگان
سمیه هاشمی نژاد
ارشد مشاوره و راهنمایی ،شاغل در آموزش و پرورش خوی ،مقطع متوسطه اول،دبیرستان چوب فروش ۲