ارائه الگوی پرورش تفکر انتقادی دانشجویان بر اساس آموزه های قرآن کریم
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1218
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پرورش تفکر انتقادی یکی از ضرورت های اساسی آموزش عالی است؛ زیرا دانشگاه علاوه بر انتقال دانش تخصصی، مسئولیت دارد زمینه شکل گیری توانایی تحلیل، ارزیابی شواهد، استدلال منطقی، داوری منصفانه و تصمیم گیری آگاهانه را در دانشجویان فراهم سازد. تحقق این هدف، مستلزم عبور از الگوهای آموزشی مبتنی بر حفظ اطلاعات و حرکت به سوی یادگیری پرسش محور، مسئله محور و مبتنی بر مشارکت فعال دانشجویان است. آموزه های قرآن کریم با تاکید بر تعقل، تدبر، تحقیق درباره اخبار، پرهیز از پیروی بدون علم، توجه به دلایل و رعایت عدالت در داوری، ظرفیت ارزشمندی برای طراحی الگویی تربیتی در این زمینه دارند. بااین حال، بهره گیری از این ظرفیت به تبیین دقیق مفاهیم قرآنی و تبدیل آنها به اهداف و فعالیت های آموزشی مشخص نیازمند است.پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی مفهومی برای پرورش تفکر انتقادی دانشجویان بر اساس آموزه های قرآن کریم، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد کتابخانه ای انجام شده است. در این پژوهش، آیات مرتبط با تعقل، تدبر، تبین، استدلال و عدالت در داوری بررسی شده و ظرفیت تربیتی آنها برای تقویت مهارت های شناختی و گرایش های اخلاقی دانشجویان تبیین شده است. همچنین، منابع فارسی مرتبط با تفکر انتقادی و برنامه ریزی درسی آموزش عالی برای شناسایی موانع آموزشی و راهبردهای پرورش این توانایی بررسی شده اند. حاصل تحلیل، ارائه الگویی فرایندی شامل بیدارسازی پرسش، بررسی اعتبار اطلاعات، تحلیل و ارزیابی استدلال، گفت وگوی نقادانه، بازاندیشی و تصمیم گیری مسئولانه است. در این الگو، استاد نقش هدایتگر و تسهیلگر را بر عهده دارد، دانشجو در جایگاه مشارکت کننده فعال در فرایند شناخت قرار می گیرد و محیط دانشگاهی باید فرصت بیان دیدگاه های متفاوت، ارزیابی دلایل و اصلاح داوری را فراهم کند. یافته های مفهومی پژوهش نشان می دهد که پیوند میان آموزه های قرآنی و تفکر انتقادی، هنگامی از ظرفیت تربیتی بیشتری برخوردار می شود که مهارت های شناختی با انصاف، مسئولیت پذیری معرفتی و آمادگی برای بازنگری در باورها همراه شوند. الگوی پیشنهادی می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های درسی و فعالیت های آموزشی دانشگاه باشد؛ بااین حال، اعتبار عملی و اثربخشی آن باید در پژوهش های مستقل و میدانی بررسی شود.
نویسندگان
علی اکبر حسین نژاد
دکتری،مدرسی معارف