بررسی چالش های معلمان در تبدیل دانش تخصصی رشته به بازنمایی های قابل فهم برای دانش آموزان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1207
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
توانایی معلم در تدریس اثربخش، صرفا به تسلط بر مفاهیم، اصول، نظریه ها و روش های یک رشته علمی محدود نمی شود؛ بلکه بخش مهمی از شایستگی حرفه ای او در چگونگی تبدیل این دانش به صورت هایی از توضیح، مثال، تصویر، فعالیت، تشبیه، مسئله و تجربه یادگیری آشکار می شود که برای یادگیرندگان قابل فهم باشند. در بسیاری از موقعیت های آموزشی، فاصله میان دانستن یک مفهوم و توانایی آموزش دادن آن، به مسئله ای تعیین کننده تبدیل می شود. ممکن است معلم از نظر علمی بر موضوعی تسلط کافی داشته باشد، اما نتواند دشواری های شناختی آن را تشخیص دهد، پیش دانسته های دانش آموزان را در نظر بگیرد یا بازنمایی مناسبی برای آشکارکردن روابط پنهان میان مفاهیم انتخاب کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش های معلمان در تبدیل دانش تخصصی رشته به بازنمایی های قابل فهم برای یادگیرندگان و تبیین عوامل شناختی، آموزشی، حرفه ای و سازمانی موثر بر این فرایند انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش توصیفی تحلیلی، بر پایه بررسی کتابخانه ای و تحلیل انتقادی منابع علمی مرتبط با دانش محتوایی، دانش پداگوژیکی محتوا، بازنمایی های آموزشی و یادگیری معنادار سامان یافته است. در این مقاله، بازنمایی آموزشی به عنوان فرایندی فراتر از ساده سازی واژگان تخصصی در نظر گرفته می شود؛ فرایندی که مستلزم شناسایی ساختار مفهومی موضوع، پیش بینی برداشت های نادرست، انتخاب شیوه مناسب ارائه، تنظیم سطح انتزاع و ارزیابی مداوم میزان فهم یادگیرندگان است. تحلیل منابع نشان می دهد که چالش اصلی معلمان نه فقط کمبود دانش تخصصی یا محدودیت در روش تدریس، بلکه دشواری هماهنگ کردن دانش رشته ای با ویژگی های شناختی دانش آموزان، اهداف برنامه درسی، زمان آموزشی و امکانات محیط یادگیری است. همچنین، اتکای بیش از اندازه به توضیح کلامی، مثال های محدود، بازنمایی های نامتناسب، تمرکز بر پوشش محتوا به جای آشکارسازی روابط مفهومی و کمبود فرصت های بازاندیشی حرفه ای می توانند فرایند انتقال دانش را با اختلال مواجه کنند. بر این اساس، توسعه دانش پداگوژیکی محتوا، طراحی چندبازنمایی، تحلیل خطاهای یادگیری، گفت وگوی حرفه ای میان معلمان و استفاده هدفمند از فناوری، از مهم ترین مسیرهای بهبود این فرایند به شمار می روند. نتیجه کلی آن است که آموزش قابل فهم، حاصل کاهش دقت علمی نیست؛ بلکه نتیجه بازآرایی آگاهانه دانش تخصصی به گونه ای است که یادگیرنده بتواند روابط مفهومی را درک کند، آنها را به تجربه های قبلی پیوند دهد و در موقعیت های تازه به کار گیرد.
نویسندگان
مریم ابطهی لقب
فوق لیسانس، تکنولوژی آموزشی.شاغل در آموزش و پرورش شهرستان شهریار ،مقطع متوسطه اول، دبیرستان
فاطمه ابطهی لقب
لیسانس، کاروفناوری.شاغل در آموزش و پرورش شهرستان شهریار ،مقطع متوسطه اول، دبیرستان