بررسی چالش های معلمان در تشخیص زمان مناسب برای تغییر مسیر تدریس هنگام آشکارشدن برداشت های پیش بینی نشده دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1205

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

تدریس اثربخش فرایندی پویا و مبتنی بر تصمیم گیری مستمر است که در آن معلم باید علاوه بر تسلط بر محتوای آموزشی و طراحی قبلی درس، توانایی تفسیر واکنش های شناختی دانش آموزان و بازنگری به موقع در مسیر آموزش را نیز داشته باشد. یکی از موقعیت های پیچیده در کلاس درس زمانی شکل می گیرد که دانش آموزان در جریان یادگیری، برداشت هایی را آشکار می کنند که با پیش بینی معلم، اهداف آموزشی یا معنای علمی مفهوم مورد تدریس تفاوت دارد. این برداشت ها ممکن است حاصل تجربه های روزمره، یادگیری های پیشین، تفسیر نادرست واژگان، ارتباط دادن مفاهیم جدید با الگوهای ذهنی تثبیت شده یا حتی استدلال هایی منطقی اما مبتنی بر مقدمات ناقص باشند. در چنین شرایطی، معلم با مسئله ای فراتر از تشخیص درست یا نادرست بودن پاسخ مواجه است؛ او باید تصمیم بگیرد که آیا جریان برنامه ریزی شده تدریس را ادامه دهد، برای روشن شدن منشا برداشت دانش آموز مکث کند، توضیح خود را تغییر دهد یا مسیر آموزش را به طور اساسی بازطراحی کند.پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش های شناختی، آموزشی، تعاملی و سازمانی موثر بر این تصمیم گیری، به شیوه مروری تحلیلی و با اتکا به ادبیات پژوهشی مرتبط با توجه حرفه ای معلم به تفکر دانش آموزان، ارزشیابی تکوینی، تغییر مفهومی و تعامل کلاسی انجام شده است. در این رویکرد، تغییر مسیر تدریس نه به عنوان واکنشی شتاب زده به هر پاسخ غیرمنتظره، بلکه به مثابه تصمیمی مبتنی بر شواهد یادگیری، اهمیت مفهوم، گستره سوءبرداشت و امکان اصلاح آن در چارچوب زمان موجود در نظر گرفته می شود. تحلیل منابع نشان می دهد که تشخیص زمان مناسب برای تغییر مسیر تدریس، به توانایی معلم در مشاهده نشانه های یادگیری، تفسیر معنای پاسخ ها، ارزیابی پیامدهای ادامه تدریس و انتخاب مداخله متناسب وابسته است. در عین حال، فشار زمانی، تراکم محتوای برنامه درسی، نگرانی از ازدست رفتن انسجام درس، تفاوت های فردی دانش آموزان و دشواری ایجاد فضای امن برای بیان برداشت های نادرست، این فرایند را پیچیده می کنند.برآیند تحلیل حاکی از آن است که هیچ نشانه منفردی، مانند یک پاسخ اشتباه یا سکوت دانش آموز، برای تصمیم گیری قطعی درباره تغییر مسیر تدریس کافی نیست. تصمیم حرفه ای زمانی اعتبار بیشتری پیدا می کند که معلم از پرسش های تشخیصی، مقایسه پاسخ های دانش آموزان، درخواست توضیح درباره شیوه استدلال و بازخوردهای کوتاه استفاده کند و سپس براساس شواهد به دست آمده، دامنه و شدت تغییر آموزشی را تعیین کند. بر این اساس، توسعه مهارت توجه حرفه ای به تفکر دانش آموز، تقویت ارزشیابی تکوینی، فراهم کردن فرصت بازاندیشی و اصلاح شرایط سازمانی کلاس، از مهم ترین راهبردهای ارتقای کیفیت تصمیم گیری آموزشی به شمار می روند.

نویسندگان

یاسر حسین کیان

لیسانس ، زبان خارجه شاغل در آموزش و پرورش شهرستان شهریار مقطع متوسطه، دبیرستان

قاسم فراهانی

فوق لیسانس ،فقه وحقوق اسلامی شاغل در آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر مقطع متوسطه اول ، دبیرستان