بررسی تاثیر تنوع بازنمایی های کلامی، تصویری و عملی بر فهم مفاهیم انتزاعی در آموزش مدرسه ای
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1200
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
فهم مفاهیم انتزاعی یکی از پیچیده ترین ابعاد یادگیری مدرسه ای است؛ زیرا دانش آموز برای درک چنین مفاهیمی باید از مشاهده های مستقیم و تجربه های روزمره فراتر رود، روابط پنهان میان پدیده ها را تشخیص دهد و بتواند معنای یک مفهوم را در موقعیت های متفاوت بازسازی کند. در بسیاری از موقعیت های آموزشی، دشواری یادگیری نه لزوما ناشی از پیچیدگی ذاتی محتوای درسی، بلکه حاصل فاصله میان شیوه ارائه مفهوم و ظرفیت دانش آموز برای ایجاد ارتباط میان اطلاعات جدید و ساختارهای شناختی پیشین است. بازنمایی های کلامی، تصویری و عملی می توانند با فراهم کردن مسیرهای متفاوت دسترسی به معنا، زمینه فهم عمیق تر مفاهیم را فراهم سازند؛ بااین حال، تاثیر آنها به نحوه طراحی آموزشی، تناسب بازنمایی با ماهیت مفهوم، سطح آمادگی شناختی یادگیرنده و میزان ارتباط میان شیوه های ارائه وابسته است.پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش تنوع بازنمایی ها در فهم مفاهیم انتزاعی، به روش مروری تحلیلی و با اتکا به منابع علمی قابل ردیابی در حوزه روان شناسی شناختی، یادگیری چندرسانه ای، بازنمایی های چندگانه و آموزش مدرسه ای تدوین شده است. در این بررسی، ابتدا ویژگی های مفاهیم انتزاعی و کارکردهای بازنمایی های کلامی، تصویری و عملی تبیین می شود؛ سپس سازوکارهای شناختی مرتبط با ترکیب این بازنمایی ها، از جمله کاهش ابهام مفهومی، ایجاد ارتباط میان دانش پیشین و اطلاعات جدید، تسهیل تشخیص روابط و تقویت انتقال یادگیری، مورد تحلیل قرار می گیرد. همچنین، محدودیت های ناشی از بار شناختی اضافی، ناهمخوانی میان تصاویر و توضیحات، فعالیت های عملی فاقد هدف مفهومی و تفاوت های فردی دانش آموزان بررسی می شود.جمع بندی تحلیلی منابع نشان می دهد که تنوع بازنمایی ها زمانی می تواند به فهم عمیق تر منجر شود که هر بازنمایی کارکرد مشخصی داشته باشد، ارتباط میان آنها برای دانش آموز آشکار شود و یادگیرنده فرصت یابد معنای مفهوم را از یک شکل ارائه به شکل دیگر منتقل کند. در این چارچوب، آموزش اثربخش به معنای افزایش تعداد تصاویر، توضیحات یا فعالیت ها نیست؛ بلکه به معنای طراحی سنجیده روابط میان زبان، تصویر، تجربه و استدلال است. بر این اساس، مقاله الگویی آموزشی پیشنهاد می کند که در آن مفهوم ابتدا در یک موقعیت قابل فهم معرفی می شود، سپس از طریق بازنمایی های مکمل توسعه می یابد و در نهایت با توضیح، کاربرد مستقل و انتقال به موقعیت های جدید تثبیت می شود. این الگو می تواند مبنایی برای بازنگری در طراحی تدریس، تولید محتوای آموزشی و ارزشیابی فهم مفهومی در مدارس باشد.
نویسندگان
مهران طاهری اوروند
آموزش و پرروش مسجدسلیمان