بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی، احساس تعلق به مدرسه و سازگاری اجتماعی دانش آموزان با نقش میانجی تنظیم هیجان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1198

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

سازگاری اجتماعی دانش آموزان در محیط مدرسه، حاصل تعامل پیچیده عوامل فردی، هیجانی، خانوادگی و آموزشی است و نمی توان آن را صرفا به رعایت مقررات، برقراری ارتباط با همسالان یا مشارکت در فعالیت های کلاسی محدود کرد. دانش آموز برای برخورداری از سازگاری مطلوب، باید بتواند در روابط خود احساس امنیت کند، جایگاه خویش را در جمع مدرسه به رسمیت بشناسد، هیجان های ناشی از ناکامی و تعارض را مدیریت کند و در موقعیت های اجتماعی، پاسخ هایی متناسب با شرایط نشان دهد. در این میان، سبک های دلبستگی به عنوان الگوهای نسبتا پایدار سازمان دهنده روابط عاطفی، احساس تعلق به مدرسه به عنوان برداشت دانش آموز از پذیرفته شدن و ارزشمندبودن در محیط آموزشی، و تنظیم هیجان به عنوان مجموعه فرایندهای مدیریت تجربه و ابراز هیجانی، می توانند در تبیین تفاوت های فردی در سازگاری اجتماعی نقش داشته باشند.پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه میان سبک های دلبستگی، احساس تعلق به مدرسه و سازگاری اجتماعی دانش آموزان، با تاکید بر نقش میانجی تنظیم هیجان، به شیوه مروری تحلیلی و با اتکا به منابع علمی قابل ردیابی انجام شده است. در این چارچوب، مبانی نظری دلبستگی، دیدگاه فرایندی تنظیم هیجان، مفهوم تعلق به مدرسه و یافته های پژوهش های داخلی و خارجی مرتبط بررسی و با یکدیگر تلفیق شده اند. محور اصلی تحلیل آن است که تجربه روابط ایمن چگونه می تواند به شکل گیری انتظارات مثبت از روابط بین فردی کمک کند، احساس تعلق چگونه فرصت مشارکت و تعامل سازنده را افزایش می دهد و تنظیم هیجان چگونه ممکن است بخشی از ارتباط میان تجربه های دلبستگی و سازگاری اجتماعی را توضیح دهد.برآیند تحلیل منابع نشان می دهد که دلبستگی ایمن، در صورت همراهی با روابط حمایتی در مدرسه، می تواند با آمادگی بیشتر برای اعتماد، همکاری و حل تعارض ارتباط داشته باشد؛ در مقابل، ناایمنی دلبستگی ممکن است در برخی دانش آموزان با حساسیت بیشتر به طرد، کناره گیری یا واکنش های هیجانی شدید همراه شود. همچنین، احساس تعلق به مدرسه می تواند زمینه ای برای مشارکت اجتماعی، درخواست کمک و پذیرش بازخورد فراهم آورد. تنظیم هیجان نیز از طریق بازنگری شناختی، تحمل ناکامی و مدیریت تکانه ها، احتمال تبدیل هیجان های دشوار به رفتارهای ناسازگارانه را کاهش می دهد. بااین حال، این روابط را نباید قطعی، خطی یا مستقل از بافت خانوادگی، فرهنگ مدرسه و ویژگی های رشدی دانش آموزان تلقی کرد. از آنجا که پژوهش حاضر مطالعه میدانی نیست، نقش میانجی تنظیم هیجان در آن به عنوان یک الگوی نظری مستدل بررسی می شود، نه یک اثر آماری اثبات شده در نمونه ای مشخص. نتیجه کاربردی پژوهش بر ضرورت توجه هم زمان به امنیت رابطه ای، تعلق مدرسه ای و آموزش مهارت های تنظیم هیجان در برنامه های مشاوره و تربیتی تاکید دارد.

نویسندگان

فرزانه جمشیدی حسین آبادی

کارشناسی ارشد مشاوره محل کار: استان کرمانشاه، شهرستان هرسین، دبستان خدیجه کبری(س)