روش های نوین آموزشی جهت افزایش انگیزه یادگیری علوم تجربی در مقطع متوسطه اول

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1192

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

انگیزه یادگیری یکی از عوامل اساسی در شکل گیری مشارکت فعال دانش آموزان، تداوم تلاش در مواجهه با دشواری های آموزشی و دستیابی به یادگیری معنادار در درس علوم تجربی است. در مقطع متوسطه اول، دانش آموزان با مفاهیم متنوعی در حوزه های زیست شناسی، فیزیک، شیمی، زمین شناسی و محیط زیست روبه رو می شوند که درک بسیاری از آن ها مستلزم مشاهده، استدلال، تفسیر شواهد و ارتباط دادن دانش نظری با پدیده های واقعی است. با وجود این، غلبه روش های انتقال مستقیم اطلاعات، تاکید بیش از اندازه بر حفظ مطالب کتاب درسی، محدودیت فرصت های آزمایشگاهی و وابستگی ارزشیابی به پاسخ های از پیش تعیین شده می تواند فاصله ای میان تجربه روزمره دانش آموزان و محتوای آموزش علوم ایجاد کند. در چنین شرایطی، یادگیری علوم به جای آنکه فرایندی برای کشف روابط و پاسخ گویی به پرسش های معنادار باشد، ممکن است به فعالیتی مبتنی بر حفظ کردن و کسب نمره تقلیل یابد.پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش روش های نوین آموزشی در افزایش انگیزه یادگیری علوم تجربی دانش آموزان دوره متوسطه اول، به شیوه مروری تحلیلی و با اتکا به منابع علمی و نظریه های معتبر یادگیری تدوین شده است. در این مقاله، یادگیری کاوش محور، آموزش مسئله محور، یادگیری مشارکتی، کلاس درس معکوس، آموزش مبتنی بر پروژه، آزمایش های کم هزینه، شبیه سازی های دیجیتال، بازی وارسازی و ارزشیابی تکوینی از منظر ظرفیت آن ها برای تقویت علاقه، احساس شایستگی، استقلال یادگیرنده و مشارکت شناختی بررسی می شوند. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه خودتعیین گری، دیدگاه سازنده گرایی، نظریه یادگیری اجتماعی شناختی و رویکردهای معاصر آموزش علوم استوار است.تحلیل منابع نشان می دهد که روش های نوین زمانی بیشترین ظرفیت را برای تقویت انگیزه دارند که فعالیت های آموزشی با سطح توانایی دانش آموزان تناسب داشته باشند، مسئله های علمی با تجربه های واقعی آنان پیوند بخورند، فرصت انتخاب و همکاری فراهم شود و بازخورد معلم به جای تمرکز صرف بر خطا، مسیر پیشرفت را روشن کند. همچنین، استفاده از فناوری به تنهایی تضمین کننده افزایش انگیزه نیست و اثربخشی آن به کیفیت طراحی آموزشی، دسترس پذیری ابزارها و نقش فعال معلم بستگی دارد. بر این اساس، مقاله نتیجه می گیرد که تحول در آموزش علوم تجربی مستلزم عبور از نوآوری های صرفا ابزاری و حرکت به سوی طراحی محیط های یادگیری کنجکاوی برانگیز، مشارکتی، ایمن و مبتنی بر شواهد است؛ محیط هایی که در آن ها دانش آموز نه دریافت کننده منفعل اطلاعات، بلکه مشارکت کننده ای فعال در ساخت و ارزیابی دانش علمی باشد.

نویسندگان

زهره عابدینی

ناحیه ۵ اصفهان دبیرستان دوره اول بانو کلینی