بررسی چالش های طراحان مد در ایجاد تعادل میان نوآوری زیبایی شناختی، مسئولیت زیست محیطی و محدودیت های تولید
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1185
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
طراحی مد در جهان معاصر دیگر صرفا فعالیتی هنری با هدف خلق فرم های تازه، هماهنگی رنگ ها و پاسخ گویی به سلیقه مصرف کنندگان نیست، بلکه فرایندی چندبعدی است که در آن ارزش های زیبایی شناختی، الزامات اقتصادی، ظرفیت های فناورانه و مسئولیت های زیست محیطی به صورت هم زمان بر تصمیم های طراح اثر می گذارند. گسترش الگوهای تولید سریع، کوتاه شدن چرخه عمر محصولات پوشاک، افزایش تنوع عرضه و فشار برای نوآوری مستمر، شرایطی ایجاد کرده است که در آن طراح مد باید میان جذابیت بصری محصول، امکان ساخت صنعتی، هزینه تمام شده، کیفیت، دوام و کاهش آثار منفی محیط زیستی توازن برقرار کند. مسئله اصلی آن است که این اهداف همیشه هم جهت نیستند؛ برای مثال، استفاده از پارچه های بازیافتی ممکن است محدودیت هایی در بافت، رنگ یا استحکام ایجاد کند و طراحی یک لباس با ساختار پیچیده نیز می تواند مصرف مواد، زمان دوخت و میزان ضایعات را افزایش دهد. در مقابل، محدودکردن طراحی به گزینه های متداول و کم هزینه نیز ممکن است به تکرار فرم ها و کاهش ظرفیت تجربه گری هنری بینجامد.پژوهش حاضر با هدف تبیین تحلیلی چالش های طراحان مد در ایجاد تعادل میان نوآوری زیبایی شناختی، مسئولیت زیست محیطی و محدودیت های تولید انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و مرور منابع علمی قابل ردیابی در حوزه طراحی پایدار، چرخه عمر محصولات پوشاک، مصرف مسئولانه و پیامدهای زیست محیطی صنعت مد است. در این چارچوب، چالش های طراحی در ارتباط با انتخاب مواد اولیه، ساختار و الگوی لباس، رنگرزی و پرداخت، قابلیت تولید انبوه، هزینه، زمان بندی، دوام، تعمیرپذیری و امکان استفاده مجدد بررسی می شوند. همچنین، نقش نظام اقتصادی مد و انتظارات مصرف کنندگان در محدود یا تقویت کردن آزادی عمل طراح مورد توجه قرار می گیرد.برآیند تحلیل منابع نشان می دهد که پایداری و نوآوری زیبایی شناختی را نمی توان الزاما دو هدف متعارض تلقی کرد؛ بااین حال، سازگاری آن ها مستلزم تغییر در شیوه تعریف مسئله طراحی، معیارهای ارزیابی محصول و نحوه همکاری میان طراحان، تولیدکنندگان و تامین کنندگان است. مهم ترین نتیجه مفهومی پژوهش آن است که پایداری باید از مرحله شکل گیری ایده و انتخاب مواد وارد فرایند طراحی شود، نه اینکه پس از تکمیل محصول به عنوان معیاری اصلاحی به آن افزوده شود. بر همین اساس، طراحی مبتنی بر چرخه عمر، کاهش ضایعات الگو، انتخاب آگاهانه مواد، افزایش عمر مفید لباس و انعطاف پذیری در روش های تولید می توانند زمینه ایجاد تعادلی واقع بینانه میان خلاقیت هنری و مسئولیت زیست محیطی را فراهم کنند.
نویسندگان
اعظم علیان
کارشناسی ارشد طراحی لباس، شاغل در آموزش و پرورش شهرکرد،مقطع متوسطه دوم، هنرستان قائمیه