بررسی چالش های دبیران ریاضی در تشخیص تفاوت میان فهم مفهومی و تسلط الگوریتمی دانش آموزان بر مفاهیم ریاضی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1182
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
تشخیص کیفیت واقعی یادگیری دانش آموزان در درس ریاضی، یکی از پیچیده ترین مسئولیت های حرفه ای دبیران این درس است؛ زیرا موفقیت در حل تمرین های متعارف لزوما به معنای درک روابط، اصول و معانی نهفته در مفاهیم ریاضی نیست. دانش آموز ممکن است با حفظ کردن یک فرمول، تقلید از نمونه های حل شده یا اجرای دقیق یک دستورالعمل محاسباتی، به پاسخ صحیح دست یابد، اما هنگام مواجهه با مسئله ای متفاوت، توضیح چرایی یک روش یا انتقال آموخته های خود به موقعیتی جدید، با دشواری روبه رو شود. این وضعیت، مسئله تمایز میان فهم مفهومی و تسلط الگوریتمی را به یکی از موضوعات اساسی در ارزیابی کیفیت یادگیری ریاضی تبدیل می کند. فهم مفهومی به شناخت معنادار مفاهیم، روابط و ساختارهای ریاضی و توانایی پیوند دادن آنها به یکدیگر اشاره دارد؛ درحالی که تسلط الگوریتمی ناظر بر اجرای درست، روان و نسبتا کارآمد روش های حل است. هرچند این دو بعد از یادگیری قابل تفکیک اند، مستقل و متعارض نیستند و رشد هرکدام می تواند به تقویت دیگری کمک کند.پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با تکیه بر منابع علمی مرتبط با شناخت ریاضی، یادگیری مفهومی، دانش رویه ای، بازنمایی های چندگانه و ارزشیابی تکوینی، چالش های دبیران ریاضی را در تشخیص این دو بعد بررسی می کند. تمرکز مقاله بر عواملی مانند غلبه پاسخ نهایی بر فرایند استدلال در ارزشیابی، محدودیت زمان تدریس، تاثیر الگوهای رایج امتحانی، دشواری تفسیر خطاهای دانش آموزان، تفاوت میان عملکرد آشنا و انتقال یادگیری، و محدودیت فرصت های گفت وگوی ریاضی در کلاس است. همچنین، نقش پرسش های تشخیصی، توضیح چرایی مراحل حل، مقایسه روش های مختلف، استفاده از بازنمایی های تصویری و نمادین، طراحی مسائل انتقالی و تحلیل خطاها در افزایش دقت قضاوت معلم تبیین می شود.برآیند تحلیل منابع نشان می دهد که پاسخ صحیح، سرعت محاسبه و اجرای بی خطای یک الگوریتم، به تنهایی شواهد کافی برای احراز فهم مفهومی نیستند. در مقابل، ارزیابی معتبر مستلزم گردآوری مجموعه ای از شواهد درباره توانایی توضیح، استدلال، انتخاب روش مناسب، تشخیص شرایط کاربرد یک قاعده و انتقال دانش به مسائل تازه است. بر این اساس، تشخیص دقیق یادگیری ریاضی باید از قضاوت تک بعدی درباره عملکرد دانش آموز فاصله بگیرد و به فرایندی مستمر، چندمنبعی و حساس به نوع مفهوم، سطح شناختی و موقعیت حل مسئله تبدیل شود. این رویکرد می تواند به شناسایی زودهنگام بدفهمی ها، اصلاح شیوه های تدریس و ایجاد تعادل میان آموزش مفاهیم و پرورش مهارت های محاسباتی کمک کند.
نویسندگان
آذر خدابنده لو
کارشناسی ارشد ریاضی محض،شاغل در آموزش و پرورش شهرتهران،منطقه۱۰،مقطع متوسطه دوم،دبیرستان شاهد حضرت معصومه (س)