بررسی تاثیر یادگیری مبتنی بر مسئله بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان دوره متوسطه اول

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1166

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

تحولات سریع علمی، فناوری و اجتماعی، مدرسه را با ضرورتی فراتر از انتقال اطلاعات و بازتولید محتوای کتاب های درسی مواجه ساخته است. دانش آموز امروز برای مواجهه موثر با مسائل پیچیده، اطلاعات متعارض و موقعیت های تصمیم گیری، به توانایی تحلیل شواهد، تشخیص پیش فرض ها، ارزیابی استدلال ها، مقایسه راه حل های مختلف و بازنگری در قضاوت های خود نیاز دارد. در این میان، تفکر انتقادی یکی از مهم ترین قابلیت های شناختی محسوب می شود که می تواند کیفیت یادگیری و استقلال فکری دانش آموزان را ارتقا دهد. یادگیری مبتنی بر مسئله نیز با انتقال کانون فرایند آموزش از ارائه مستقیم محتوا به مواجهه فعال یادگیرنده با مسائل معنادار، ظرفیت مناسبی برای پرورش این قابلیت فراهم می کند. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، رابطه میان یادگیری مبتنی بر مسئله و توسعه مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان، با تاکید بر دوره متوسطه اول، بررسی کرده است. برای این منظور، یافته های پژوهش های فارسی و انگلیسی، مطالعات فراتحلیلی، پژوهش های تجربی و مبانی نظری مرتبط با یادگیری مبتنی بر مسئله و تفکر انتقادی مورد بررسی و ترکیب قرار گرفته اند. تحلیل شواهد نشان می دهد که یادگیری مبتنی بر مسئله از طریق فعال سازی دانش پیشین، ایجاد تعارض شناختی، طرح پرسش، جست وجوی شواهد، گفت وگوی گروهی، ارزیابی راه حل ها و بازاندیشی، زمینه مناسبی برای تقویت مولفه هایی مانند تحلیل، استنباط، ارزیابی، تبیین و خودتنظیمی فراهم می آورد. با این حال، اثربخشی این رویکرد خودکار و قطعی نیست و به کیفیت طراحی مسئله، سطح دشواری، میزان دانش پیشین دانش آموز، مهارت تسهیل گری معلم، کیفیت تعامل گروهی، زمان اختصاص یافته و شیوه ارزشیابی وابسته است. ازاین رو، استفاده از یادگیری مبتنی بر مسئله در متوسطه اول زمانی می تواند به توسعه واقعی تفکر انتقادی منجر شود که مسئله آموزشی صرفا به یک فعالیت جذاب تبدیل نشود، بلکه دانش آموز را به تولید شواهد، مقایسه دیدگاه ها، دفاع استدلالی از موضع و بازنگری در تصمیم خود وادار کند. بر اساس جمع بندی شواهد، این رویکرد می تواند یکی از راهبردهای موثر برای حرکت مدرسه از آموزش حافظه محور به یادگیری عمیق، استدلالی و مسئله محور باشد.

نویسندگان

فاطمه فارسی

کارشناسی ادبیات، دانشگاه آزاد تویسرکان

راحله گمار

کارشناسی کاروفناوری ، دانشگاه:تربیت معلم بنت الهدی صدر رشت

زهرا ترکاشوند

لیسانس علوم اقتصادی، دانشگاه بوعلی سینا

فاطمه مالمیر

لیسانس ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی تویسرکان آموزش و پرورش شهرستان تویسرکان