بررسی جایگاه خاطرات نخستین سال های تدریس در شکل گیری هویت حرفه ای معلمان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1165
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
نخستین سال های ورود به حرفه معلمی دوره ای تعیین کننده در شکل گیری برداشت معلم از خود، نقش حرفه ای، مسئولیت های آموزشی و معنای واقعی تدریس است. در این دوره، آموزگار از فضای نسبتا پیش بینی پذیر آموزش نظری و تربیت حرفه ای وارد محیطی می شود که در آن تصمیم گیری، تعامل با دانش آموزان، مواجهه با والدین، همکاری با همکاران، مدیریت کلاس و پاسخ گویی به انتظارات سازمانی به صورت هم زمان تجربه می شود. بسیاری از تجربه های این دوره در حافظه حرفه ای معلم باقی می مانند و در سال های بعد، هنگام مواجهه با موقعیت های مشابه یا تصمیم های دشوار، دوباره فعال می شوند. هدف مقاله حاضر بررسی جایگاه خاطرات نخستین سال های تدریس در شکل گیری و بازتعریف هویت حرفه ای معلمان است. این پژوهش با رویکرد مروری تحلیلی انجام شده و با استفاده از مطالعات فارسی و انگلیسی مرتبط با هویت حرفه ای، روایت های معلمان، تجربه های آغاز خدمت، شکل گیری خودپنداره حرفه ای و نقش بازاندیشی در رشد معلمی، تلاش کرده است رابطه میان تجربه اولیه و هویت حرفه ای را تبیین کند. تحلیل منابع نشان می دهد خاطرات نخستین سال های تدریس صرفا یادآوری رویدادهای گذشته نیستند، بلکه بخشی از نظام معنایی هستند که معلم از طریق آن ها به پرسش هایی مانند «چه نوع معلمی هستم؟»، «در برابر دانش آموز چه مسئولیتی دارم؟»، «تدریس خوب از نظر من چیست؟» و «در موقعیت های دشوار چگونه باید عمل کنم؟» پاسخ می دهد. تجربه های موفق می توانند احساس شایستگی، تعلق و تعهد حرفه ای را تقویت کنند؛ در مقابل، شکست های اولیه، تعارض های حرفه ای و موقعیت های بحرانی، در صورت بازاندیشی، می توانند به منابع مهم یادگیری و بازسازی هویت تبدیل شوند. همچنین یافته های مطالعات روایی نشان می دهد که معنای یک خاطره در طول زندگی حرفه ای ثابت نمی ماند و ممکن است معلم در مراحل مختلف شغلی، همان رویداد را با تفسیری متفاوت بازخوانی کند. بر این اساس، خاطرات نخستین سال های تدریس را باید بخشی از «حافظه هویتی» معلم دانست؛ حافظه ای که از طریق روایت، بازاندیشی و تعامل اجتماعی به شکل گیری تصویری نسبتا منسجم از «معلم بودن» کمک می کند. مقاله در پایان بر ضرورت ایجاد سازوکارهایی برای ثبت، بازخوانی و گفت وگوی حرفه ای درباره تجربه های سال های آغازین خدمت تاکید می کند.
نویسندگان
سمیرا جهانتیغ
کارشناسی ارشد زبانشناسی،شاغل در آموزش و پرورش زابل،مقطع متوسطه اول،مدرسه شهدای شعبانیه
مرضیه بقائی نیا
آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان
فاطمه ترشیزی
خراسان جنوبی ، شهرستان بشرویه ، روستا غنی آباد ، مدرسه فضیلت
معصومه خورابه
کارشناس رشته ادبیات عرب شاغل در در آموزش و پرورش ناحیه ۲ اراک مقطع متوسطه دوم. هنرستان فنی مطهره. معاون آموزش مدرسه