بررسی چالش های معلمان در تبدیل پاسخ های اشتباه دانش آموزان به فرصت های یادگیری جمعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1158

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

پاسخ اشتباه دانش آموز در کلاس درس، صرفا نشانه ای از نادرستی نتیجه یا ضعف در یادگیری نیست، بلکه می تواند حامل اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه تفکر، برداشت مفهومی، راهبرد حل مسئله و پیش فرض های ذهنی یادگیرنده باشد. با وجود این، در بسیاری از موقعیت های آموزشی، پاسخ نادرست به سرعت اصلاح می شود و فرصت تحلیل چگونگی شکل گیری آن از میان می رود. مسئله اساسی آن است که تبدیل یک پاسخ اشتباه فردی به فرصت یادگیری جمعی، فرایندی خودکار نیست و به مجموعه ای از شایستگی های شناختی، ارتباطی، عاطفی و حرفه ای معلم نیاز دارد. هدف مقاله حاضر بررسی تحلیلی چالش هایی است که معلمان در این فرایند با آن مواجه اند و تبیین سازوکارهایی است که از طریق آنها می توان خطای دانش آموز را از یک رخداد اصلاحی به یک منبع مشترک برای تولید، بازبینی و بازسازی دانش تبدیل کرد.این مقاله با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی انجام شده است. در تحلیل موضوع، مفاهیمی همچون یادگیری از خطا، اقلیم خطا در کلاس، شایستگی حرفه ای معلم در مواجهه با خطا، بازخورد اصلاحی، گفت وگوی کلاسی، یادگیری اجتماعی و یادگیری مولد مورد توجه قرار گرفته اند. یافته های حاصل از ترکیب منابع نشان می دهد که مهم ترین مانع در بهره گیری آموزشی از پاسخ های اشتباه، خود خطا نیست؛ بلکه نحوه تفسیر و مدیریت آن است. هنگامی که معلم خطا را صرفا به عنوان نقص عملکردی تلقی کند، تعامل آموزشی معمولا به اعلام پاسخ درست و حذف پاسخ نادرست محدود می شود. در مقابل، زمانی که خطا به عنوان شواهدی از فرایند تفکر دانش آموز تفسیر شود، امکان آشکارسازی بدفهمی ها، مقایسه راهبردها، استدلال جمعی و اصلاح مفهومی فراهم می شود.بررسی منابع همچنین نشان می دهد که تبدیل خطا به یادگیری جمعی مستلزم وجود فضای روانی و ارتباطی امن، توانایی معلم در تشخیص منشا خطا، استفاده از پرسش های کاوشگر، تاخیر در ارائه پاسخ نهایی، بهره گیری از گفت وگوی همتایان و ارائه بازخوردی است که بر فرایند تفکر تمرکز داشته باشد. از سوی دیگر، فشار زمانی، فرهنگ نمره محور، نگرانی از قضاوت همسالان، تفاوت های فردی دانش آموزان، کمبود دانش تخصصی معلم درباره بدفهمی ها و عادت به تدریس پاسخ محور از مهم ترین موانع این رویکرد محسوب می شوند. در مجموع، پاسخ اشتباه زمانی به فرصت یادگیری جمعی تبدیل می شود که کلاس از محیطی برای اعلام پاسخ درست به محیطی برای بررسی چگونگی شکل گیری پاسخ ها تغییر کند.

نویسندگان

کوثر حاجتی

کارشناسی ارشد ریاضی، شاغل در آموزش و پرورش شاهین شهر، مقطع متوسطه ۲، دبیرستان نمونه دولتی دکتر عباسعلی انصاری