بررسی تحول نگاه معلمان به مفهوم «دانش آموز موفق» در طول سال های خدمت
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1155
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
مفهوم «دانش آموز موفق» از جمله مفاهیمی است که در ظاهر بدیهی به نظر می رسد، اما در سطح نظری و عملی دارای معنایی چندلایه و وابسته به نگرش، تجربه، زمینه آموزشی و نظام ارزشی معلم است. دانش آموز موفق در برخی تلقی های سنتی عمدتا با نمره بالا، رعایت نظم، پاسخ گویی دقیق به پرسش های درسی و کسب نتایج مطلوب در آزمون ها شناخته می شود؛ در حالی که در رویکردهای جدیدتر، موفقیت دانش آموز می تواند طیفی گسترده تر از توانایی یادگیری مستقل، حل مسئله، تفکر انتقادی، خودتنظیمی، مشارکت، خلاقیت، تاب آوری، مسئولیت پذیری و توانایی انتقال آموخته ها به موقعیت های واقعی زندگی را دربرگیرد. از این منظر، مسئله اساسی تنها این نیست که دانش آموز چگونه موفق می شود، بلکه این است که معلم در دوره های مختلف زندگی حرفه ای خود «موفقیت» را چگونه تعریف می کند و چه عواملی موجب بازتعریف یا تثبیت این مفهوم می شوند.مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی، به بررسی تحول احتمالی نگاه معلمان به مفهوم دانش آموز موفق در طول سال های خدمت می پردازد. در این بررسی، باورهای معلمان، انتظارات آنان از دانش آموزان، خودکارآمدی حرفه ای، تجربه زیسته در کلاس، تغییرات برنامه درسی، فشارهای ارزشیابی، یادگیری حرفه ای، تحولات اجتماعی و فناوری و همچنین فاصله میان باورهای اعلام شده و رفتارهای واقعی معلمان مورد توجه قرار گرفته است. تحلیل منابع نشان می دهد که افزایش سابقه خدمت الزاما به تحول خطی و قطعی در تعریف موفقیت منجر نمی شود. تجربه حرفه ای می تواند از یک سو زمینه عبور از تلقی صرفا نمره محور را فراهم کند و از سوی دیگر، در شرایطی که معلم با فشارهای آزمون محور، فرسودگی شغلی یا ساختارهای بوروکراتیک مواجه باشد، موجب تثبیت برخی الگوهای سنتی شود.برآیند پژوهش نشان می دهد که تحول مطلوب در مفهوم دانش آموز موفق زمانی رخ می دهد که تجربه حرفه ای با تامل، گفت وگوی حرفه ای، مشاهده مستمر یادگیری دانش آموزان، توسعه شایستگی های ارزیابی و فرصت بازاندیشی در باورهای تربیتی همراه شود. در این صورت، دانش آموز موفق از «دانش آموزی که خوب پاسخ می دهد» به «یادگیرنده ای که می تواند بیاموزد، بیندیشد، مسئله حل کند، مسئولیت بپذیرد و آموخته های خود را در زندگی به کار گیرد» تبدیل می شود. بنابراین، تحول نگاه معلمان به موفقیت دانش آموز نه یک پیامد خودکار افزایش سابقه خدمت، بلکه محصول تعامل میان تجربه، بازاندیشی حرفه ای، زمینه مدرسه و یادگیری مستمر معلم است.
نویسندگان
وحیده فدائی نژاد
شاغل در آموزش و پرورش منطقه ۱۸ تهران، مقطع متوسطه پیش حرفه ای و حرفه ای
بهاره خدادادی
هنرستان اعتضادی
فرشته عامریان
آموزش و پرورش شاهرود (هنرستان دخترانه شهدای هفتم تیر)
مهناز اسلامی
شاغل درآموزش و پرورش یزد ،مقطع هنرستان ،هنرستان فرزانگان شهید رمضانخانی