بررسی چالش های معلمان در مواجهه با تفاوت میان یادگیری مورد انتظار و یادگیری تحقق یافته در کلاس درس
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1099
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
یکی از مسائل بنیادین در فرایند آموزش، فاصله ای است که ممکن است میان آنچه معلم در آغاز یک فرایند آموزشی انتظار دارد دانش آموز بیاموزد و آنچه دانش آموز در پایان یا در جریان یادگیری واقعا کسب می کند، شکل گیرد. این فاصله صرفا به معنای پایین تر بودن نمره یا عملکرد تحصیلی از سطح مورد انتظار نیست، بلکه می تواند در فهم مفاهیم، انتقال آموخته ها، استدلال، حل مسئله، کاربرد دانش، مشارکت شناختی و توانایی استفاده از آموخته ها در موقعیت های جدید آشکار شود. در چنین شرایطی، معلم با مسئله ای پیچیده مواجه است؛ زیرا باید تشخیص دهد که شکاف موجود ناشی از ابهام در هدف یادگیری، نامتناسب بودن روش تدریس، پیش دانسته های ناکافی، تفاوت های فردی، کیفیت تکالیف، شرایط محیطی، انگیزش، شیوه ارزشیابی یا ترکیبی از این عوامل است.پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی، چالش های معلمان در شناسایی، تفسیر و مدیریت تفاوت میان یادگیری مورد انتظار و یادگیری تحقق یافته را بررسی می کند. در این تحلیل، یادگیری مورد انتظار به مجموعه ای از دانش، مهارت، نگرش و عملکردهایی اشاره دارد که بر اساس اهداف برنامه درسی و مقاصد آموزشی برای دانش آموز پیش بینی شده است؛ در حالی که یادگیری تحقق یافته به آن بخش از یادگیری اطلاق می شود که در رفتار، عملکرد، توضیح، تولید، حل مسئله یا سایر شواهد قابل مشاهده آشکار می شود. بررسی ادبیات نشان می دهد که این تفاوت را نمی توان به سادگی به «ضعف دانش آموز» نسبت داد؛ زیرا کیفیت هدف گذاری، طراحی آموزشی، شیوه گردآوری شواهد، تفسیر اطلاعات، بازخورد و تصمیم گیری معلم نیز در شکل گیری و استمرار این فاصله نقش دارند.یافته های تحلیلی مقاله نشان می دهد که مهم ترین چالش معلمان در این حوزه، تبدیل فاصله میان انتظار و عملکرد به اطلاعات قابل استفاده برای تصمیم آموزشی است. معلم زمانی می تواند این شکاف را مدیریت کند که هدف یادگیری را روشن سازد، معیارهای موفقیت را برای دانش آموز قابل فهم کند، شواهد متنوعی از یادگیری جمع آوری نماید، خطاها و سوءبرداشت ها را از فقدان صرف دانش تفکیک کند و بر اساس شواهد، تدریس را تعدیل نماید. همچنین مشخص شد که ارزشیابی تکوینی، بازخورد توصیفی، خودسنجی، پرسشگری هدفمند، تحلیل تکالیف و استفاده از شواهد فرایندی می توانند فاصله میان یادگیری مورد انتظار و تحقق یافته را از یک مسئله پنهان به موضوعی قابل مشاهده و قابل مداخله تبدیل کنند. در نهایت، مقاله بر این نتیجه تاکید دارد که مواجهه حرفه ای با شکاف یادگیری، مستلزم تغییر نگاه از «قضاوت درباره میزان یادگیری» به «استفاده از شواهد برای هدایت یادگیری بعدی» است.
نویسندگان
وحیده نوحی
کارشناسی ارشد صنایع غذایی، شاغل در آموزش و پرورش خرم دره، مقطع فنی و حرفه ای، هنرستان سراج
عاطفه رکابدار لاریمی
دبیر شاغل در آموزش و پرورش
راضیه کی بندریان
کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، شاغل در آموزش و پرورش باغملک،مقطع ابتدایی، دبستان زهره
اعظم افشاری
دبیرستان متوسطه اول پیام شاهد ناحیه یک اصفهان