بررسی چالش های معلمان در تشخیص زمان مناسب برای مداخله و زمان مناسب برای واگذاری مسئله به دانش آموز
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1094
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
یکی از ظریف ترین ابعاد حرفه معلمی، تشخیص این مسئله است که در چه لحظه ای باید وارد فرایند حل مسئله دانش آموز شد و در چه لحظه ای باید از مداخله مستقیم خودداری کرد و فرصت تجربه، خطا، بازاندیشی و حل مستقل مسئله را در اختیار او گذاشت. این تصمیم در ظاهر ساده، در عمل تابع مجموعه ای از عوامل شناختی، عاطفی، انگیزشی، تعاملی و موقعیتی است و نمی توان برای آن یک قاعده ثابت و یکسان در همه کلاس ها ارائه کرد. مداخله زودهنگام ممکن است فرایند تلاش شناختی دانش آموز را قطع کرده، وابستگی به معلم را افزایش دهد و فرصت شکل گیری راهبردهای مستقل حل مسئله را کاهش دهد؛ در مقابل، مداخله دیرهنگام یا واگذاری بدون پشتوانه می تواند دانش آموز را در موقعیتی قرار دهد که از ظرفیت شناختی و مهارتی فعلی او فراتر است و به سردرگمی، کناره گیری یا شکل گیری راهبردهای ناکارآمد منجر شود. مسئله اصلی، بنابراین، نه انتخاب ساده میان «کمک کردن» و «کمک نکردن»، بلکه تشخیص میزان، نوع، زمان و هدف حمایت آموزشی است.مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی، چالش های معلمان در تشخیص زمان مناسب مداخله و زمان مناسب واگذاری مسئله به دانش آموز را بررسی می کند. در این تحلیل، مفاهیمی همچون منطقه مجاور رشد، داربست سازی آموزشی، کاهش تدریجی حمایت، انتقال مسئولیت یادگیری، یادگیری خودتنظیم، بار شناختی، یادگیری از طریق تلاش و شکست سازنده و رهاسازی تدریجی مسئولیت مورد توجه قرار گرفته اند. تحلیل منابع نشان می دهد که تصمیم حرفه ای معلم باید بر اساس «تشخیص لحظه ای وضعیت یادگیرنده» شکل گیرد، نه صرفا بر مبنای دشواری تکلیف یا رفتار ظاهری دانش آموز. همچنین مشخص می شود که سکوت، مکث، خطا و تلاش ناموفق لزوما نشانه نیاز فوری به مداخله نیستند؛ همان گونه که سکوت طولانی، تکرار خطاهای مشابه یا استفاده از راهبردهای نامرتبط نیز همیشه به معنای ضرورت ارائه پاسخ مستقیم نیستند.برآیند پژوهش نشان می دهد که زمان مناسب مداخله زمانی است که ادامه تلاش مستقل احتمالا بدون تغییر راهبرد به بن بست منجر شود یا فشار شناختی و عاطفی از سطح قابل مدیریت فراتر رود؛ در مقابل، زمانی که دانش آموز در حال تولید فرضیه، مقایسه راهبردها، اصلاح خطا یا توضیح منطق خود است، واگذاری مسئله می تواند ارزش یادگیری بیشتری داشته باشد. بر این اساس، نقش حرفه ای معلم از «حل کننده مسئله» به «تنظیم کننده سطح حمایت» تغییر می یابد؛ یعنی معلم باید بتواند بین حمایت، مشاهده، پرسش، مکث، بازخورد و واگذاری مسئولیت به صورت پویا جابه جا شود.
نویسندگان
مهشید مسروری هرآباد
مشاور مدرسه محل کار استان اردبیل شهرخلخال دبیرستان فضیلت روستای خوجین
مهدی مسروری
محل کار آموزش وپرورش سمت :امورتربیتی ومشاوره