تدوین الگوی مدیریت راهبردی هنرستان ها با تاکید بر توسعه شایستگی های حرفه ای هنرجویان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1087

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

هنرستان ها در ساختار آموزش متوسطه صرفا محیط هایی برای انتقال مهارت های فنی نیستند، بلکه یکی از مهم ترین عرصه های پیوند میان آموزش، شایستگی، هویت حرفه ای و دنیای کار به شمار می آیند. تغییرات سریع فناوری، دگرگونی ماهیت مشاغل، افزایش اهمیت مهارت های بین رشته ای، گسترش اقتصاد دیجیتال و ضرورت یادگیری مادام العمر موجب شده است که الگوی سنتی اداره هنرستان ها، که عمدتا بر مدیریت امور جاری، اجرای برنامه های درسی و تامین تجهیزات متمرکز است، برای پاسخ گویی به نیازهای جدید کفایت نکند. مسئله اصلی آن است که توسعه شایستگی های حرفه ای هنرجویان نیازمند هماهنگی هم زمان میان برنامه درسی، رهبری آموزشی، توانمندسازی هنرآموزان، ارتباط با صنعت، محیط یادگیری، ارزشیابی عملکردی، فناوری و نظام تصمیم گیری مدرسه است و این عناصر در بسیاری از موارد به صورت منفک از یکدیگر مدیریت می شوند.هدف مقاله حاضر، تدوین یک الگوی مفهومی برای مدیریت راهبردی هنرستان ها با تاکید بر توسعه شایستگی های حرفه ای هنرجویان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، مطالعه ای مروری تحلیلی است که با بررسی اسناد سیاستی، ادبیات نظری مدیریت راهبردی و رهبری آموزشی، مطالعات مرتبط با آموزش فنی و حرفه ای، آموزش مبتنی بر شایستگی، یادگیری محیط کار و پژوهش های داخلی مرتبط با هنرستان ها انجام شده است. در تحلیل منابع، تلاش شده است به جای نگاه تک بعدی به شایستگی فنی، رابطه میان شایستگی های تخصصی، مهارت های حل مسئله، ارتباطی، کار تیمی، خودمدیریتی، کارآفرینی، سواد فناورانه و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گیرد.یافته های حاصل از ترکیب و تحلیل منابع نشان می دهد که مدیریت راهبردی هنرستان زمانی می تواند به توسعه شایستگی حرفه ای منجر شود که از یک الگوی «اداره مدرسه» به سمت «هدایت یک نظام یادگیری حرفه ای» حرکت کند. در این الگو، جهت گیری راهبردی و آینده نگر، شناخت نیازهای بازار کار، طراحی برنامه درسی شایستگی محور، توسعه حرفه ای هنرآموزان، ایجاد شبکه پایدار با صنعت و جامعه حرفه ای، طراحی محیط های یادگیری اصیل، ارزشیابی عملکردی، توسعه فرهنگ نوآوری و کارآفرینی، استفاده هوشمندانه از فناوری و پایش مستمر پیامدهای آموزشی به عنوان اجزای به هم پیوسته عمل می کنند. بر این اساس، مدیر هنرستان از نقش اجرایی صرف فاصله گرفته و به معمار نظام شایستگی، هماهنگ کننده ذی نفعان و رهبر تحول آموزشی تبدیل می شود. الگوی پیشنهادی مقاله می تواند مبنایی برای بازطراحی برنامه های توسعه هنرستان، ارزیابی عملکرد مدیریتی و تدوین برنامه های راهبردی مدرسه قرار گیرد.

نویسندگان

محمد استاد

فوق لیسانس مدیریت،هنرستان محمدیه آموزش و پرورش استان همدان آموزش و پرورش شهرستان تویسرکان