بررسی نقش معلم در تبدیل یک مسئله ساده روزمره به موقعیت یادگیری معنادار

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1068

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

یادگیری معنادار زمانی شکل می گیرد که دانش آموز بتواند میان آنچه در محیط آموزشی می آموزد و تجربه ها، نیازها، پرسش ها و مسائل واقعی زندگی خود ارتباط برقرار کند. در این میان، بسیاری از موقعیت های روزمره که در نگاه نخست ساده، عادی و حتی کم اهمیت به نظر می رسند، ظرفیت تبدیل شدن به موقعیت های غنی یادگیری را دارند؛ بااین حال، تحقق این ظرفیت به خود موقعیت وابسته نیست، بلکه تا حد زیادی به چگونگی مشاهده، تفسیر، بازتعریف و سازمان دهی آن توسط معلم بستگی دارد. مسئله ای مانند اندازه گیری مقدار آب مصرفی، مقایسه قیمت کالاها، برنامه ریزی زمان، اختلاف میان دانش آموزان، نگهداری از وسایل مدرسه، تغییرات آب وهوا، مصرف انرژی یا حتی یک تصمیم ساده خانوادگی می تواند به بستری برای یادگیری مفاهیم ریاضی، علوم، زبان، مطالعات اجتماعی، مهارت حل مسئله، تفکر انتقادی، تصمیم گیری و مسئولیت پذیری تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه معلم بتواند لایه آموزشی نهفته در آن را آشکار کند.پژوهش حاضر با رویکرد کتابخانه ای و تحلیلی، نقش معلم را در فرایند تبدیل مسئله روزمره به موقعیت یادگیری معنادار بررسی می کند. در این چارچوب، مفاهیم یادگیری معنادار، ساخت گرایی، یادگیری موقعیتی، یادگیری تجربی، مسئله محوری و یادگیری اصیل در ارتباط با نقش حرفه ای معلم تحلیل شده اند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که نقش معلم صرفا در ارائه یک مثال واقعی برای درس خلاصه نمی شود؛ بلکه معلم باید بتواند مسئله خام زندگی را به «مسئله تربیتی یادگیری» تبدیل کند. این فرایند شامل تشخیص ظرفیت آموزشی موقعیت، فعال سازی دانش پیشین دانش آموزان، طرح پرسش های مولد، ایجاد ابهام سازنده، فراهم کردن فرصت کاوش، هدایت گفت وگو، پیوند دادن تجربه با مفهوم، حمایت تدریجی، دعوت به بازاندیشی و فراهم کردن امکان انتقال آموخته ها به موقعیت های جدید است. بر اساس این تحلیل، تفاوت میان یک «مثال روزمره» و یک «موقعیت یادگیری معنادار» در میزان مشارکت شناختی دانش آموز و کیفیت پیوند میان تجربه، مفهوم و عمل قرار دارد. نتیجه کلی آن است که معلم در چنین فرایندی نه انتقال دهنده مستقیم محتوا، بلکه طراح، میانجی، پرسشگر، تسهیل گر و تفسیرکننده تجربه های یادگیری است.

نویسندگان

حسین صالحی

مدرسه شهید انفرادی روستای پطرو اداره آموزش و پرورش شهرستان زاوه استان خراسان رضوی

نرگس موصلی

شاغل در آموزش و پرورش ناحیه ۲شیراز،مقطع هنرستان ، هنرستان گلستان

جانمحمد مرادی

کارشناس مطالعات اجتماعی،شاغل در اداره آموزش و پرورش مسجدسلیمان،مقطع متوسطه دوم،هنرستان علامه طباطبائی

فاطمه حسنلو

دبیر زبان انگلیسی مقطع متوسطه اول ، شهرستان طارم . اداره اموزش و پرورش گیلوان.