بررسی نقش تجربه های زیسته دانش آموزان در بازطراحی مثال ها و فعالیت های درسی توسط معلم
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1049
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
یادگیری مدرسه ای زمانی از سطح انتقال اطلاعات فراتر می رود که دانش آموز بتواند میان مفاهیم رسمی درس و تجربه هایی که در خانواده، محله، فضای مجازی، محیط اجتماعی و زندگی روزمره خود کسب کرده است، ارتباط برقرار کند. با وجود این، در بسیاری از موقعیت های آموزشی، مثال ها و فعالیت های درسی به صورت ثابت و مستقل از زمینه واقعی زندگی یادگیرندگان ارائه می شوند و در نتیجه فاصله ای میان «دانش ارائه شده در مدرسه» و «دانشی که دانش آموز در زندگی خود تجربه می کند» شکل می گیرد. مسئله اصلی این مقاله، بررسی این موضوع است که چگونه معلم می تواند تجربه های زیسته دانش آموزان را به منبعی برای بازطراحی مثال ها، موقعیت های مسئله، تمرین ها و فعالیت های یادگیری تبدیل کند. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و بر پایه بررسی منابع علمی فارسی و انگلیسی انجام شده است. در این تحلیل، تجربه زیسته دانش آموز نه صرفا مجموعه ای از خاطرات شخصی، بلکه شبکه ای از دانش پیشین، عادت ها، مهارت ها، علایق، روابط اجتماعی، فعالیت های روزمره، زبان، فرهنگ و موقعیت هایی تلقی می شود که دانش آموز از طریق آنها جهان را معنا می کند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که استفاده آموزشی از تجربه های زیسته می تواند از طریق فعال سازی دانش پیشین، افزایش معناداری مثال ها، تقویت مشارکت، فراهم کردن زمینه برای انتقال یادگیری، ایجاد فرصت برای مقایسه و بازسازی مفاهیم و افزایش عاملیت یادگیرنده صورت گیرد. با این حال، این فرایند به معنای جایگزین کردن تجربه شخصی به جای دانش علمی نیست؛ بلکه هدف آن ایجاد پلی میان تجربه و مفهوم، زندگی روزمره و دانش تخصصی و موقعیت واقعی و صورت انتزاعی محتواست. همچنین مشخص شد که بازطراحی مثال ها و فعالیت ها نیازمند قضاوت حرفه ای معلم است؛ زیرا هر تجربه ای الزاما آموزشی یا قابل استفاده برای همه دانش آموزان نیست و استفاده نادرست از تجربه های شخصی می تواند به کلیشه سازی، افشای ناخواسته اطلاعات شخصی یا تقلیل محتوای علمی منجر شود. بر اساس تحلیل منابع، الگوی مطلوب آن است که معلم تجربه های دانش آموزان را شناسایی، غربال، مفهوم پردازی و سپس به موقعیت های یادگیری تبدیل کند؛ به گونه ای که تجربه، نقطه شروع یادگیری باشد، نه نقطه پایان آن.
نویسندگان
فاطمه اردکانی زاده
هنرستان کارودانش فاطمه الزهرا شهرستان دامغان استان سمنان
نفیسه پورحسینی
کارشناسی گرافیک تصویرسازی، شاغل در آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان ،مقطع متوسطه دوم ،هنرستان حاج محمود خوروش
عاطفه شاکری پور
اموزگار محل خدمت ناحیه دو کرمان مدرک فوق لیسانس مدیریت
منوچهر طاهری پور
آموزگار ناحیه دوکرمان مدرک لیسانس ابتدایی