بررسی تحول کار روزمره آموزگار ابتدایی تحت تاثیر گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1046

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

گسترش شتابان ابزارهای هوش مصنوعی مولد، به ویژه سامانه های مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ، در حال تغییر بخش قابل توجهی از فعالیت های حرفه ای آموزگاران است. این تغییر صرفا به استفاده از یک فناوری جدید در کلاس درس محدود نمی شود، بلکه می تواند چگونگی برنامه ریزی آموزشی، تولید و انتخاب محتوای درسی، طراحی فعالیت های یادگیری، تهیه ابزارهای ارزشیابی، ارائه بازخورد، ارتباط با خانواده، مستندسازی فعالیت های آموزشی و حتی یادگیری حرفه ای خود آموزگار را دگرگون کند. مسئله اساسی آن است که تحول کار روزمره آموزگار ابتدایی را نمی توان صرفا با مفهوم «کاهش حجم کار» توضیح داد؛ زیرا هوش مصنوعی مولد در برخی فعالیت ها موجب تسریع و ساده سازی می شود، اما هم زمان وظایف جدیدی مانند بررسی صحت پاسخ های تولیدشده، تنظیم دستورهای دقیق، کنترل سوگیری و خطا، حفاظت از داده های دانش آموزان و تصمیم گیری درباره حدود استفاده از فناوری را نیز به کار حرفه ای معلم اضافه می کند.پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و بر پایه مطالعه اسنادی منابع علمی فارسی و انگلیسی، به بررسی ابعاد مختلف این تحول پرداخته است. تحلیل منابع نشان می دهد که کار روزمره آموزگار ابتدایی در مواجهه با هوش مصنوعی مولد از الگوی سنتی «تولید اجرا ارزیابی» فاصله گرفته و به سمت الگویی چرخه ای شامل «طراحی تولید با کمک هوش مصنوعی بررسی اصلاح شخصی سازی اجرا مشاهده بازخورد و بازطراحی» حرکت می کند. در این فرایند، برخی فعالیت های تکراری و زمان بر قابلیت واگذاری نسبی به سامانه های مولد دارند، اما مسئولیت حرفه ای و تربیتی تصمیم نهایی همچنان به عهده آموزگار باقی می ماند.یافته های تحلیلی همچنین نشان می دهد که ارزش واقعی هوش مصنوعی مولد برای آموزگار ابتدایی زمانی آشکار می شود که این فناوری به عنوان «دستیار شناختی و حرفه ای» به کار گرفته شود، نه جایگزین قضاوت معلم. در آموزش ابتدایی، به دلیل اهمیت تعامل انسانی، شناخت تفاوت های فردی، رشد اجتماعی و عاطفی کودکان و ضرورت تناسب محتوا با سطح رشدی آنان، کنترل انسانی اهمیت بیشتری پیدا می کند. بر این اساس، تحول کار روزمره آموزگار باید در قالب بازتوزیع وظایف، ارتقای شایستگی حرفه ای، افزایش نقش طراحی و داوری آموزشی و کاهش فعالیت های صرفا تکراری فهم شود. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که ورود هوش مصنوعی مولد نه حذف کار معلم، بلکه تغییر ماهیت بخشی از کار اوست؛ به گونه ای که آموزگار آینده بیش از گذشته به طراح تجربه یادگیری، ارزیاب اعتبار اطلاعات، ناظر بر فرایندهای شناختی دانش آموز و تنظیم کننده رابطه انسان و فناوری تبدیل خواهد شد.

نویسندگان

زینب امیدوار

کارشناسی ارشد جزا وجرم شناسی شاغل در آموزش وپرورش ارومیه، مقطع ابتدایی، دبستان آمنه معاون آموزشی

زهرا بهزاد

کارشناسی ارشد حقوق بین الملل شاغل در آموزش و پرورش ارومیه، مقطع ابتدایی، دبستان آمنه مدیر

مریم نیکزاد

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی شاغل در آموزش وپرورش ارومیه، مقطع ابتدایی، دبستان آمنه معاون آموزشی

زهرا دلیلی

کارشناسی ادبیات فارسی شاغل در آموزش وپرورش ارومیه، مقطع ابتدایی، دبستان آمنه معاون اجرایی