بررسی نقش معلم در تشخیص اینکه کدام اتفاق روزمره ارزش تبدیل شدن به موضوع یادگیری دارد
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1045
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
یادگیری مدرسه ای همواره در محدوده محتوای رسمی کتاب های درسی و فعالیت های از پیش طراحی شده رخ نمی دهد. بخش قابل توجهی از موقعیت های بالقوه یادگیری در دل اتفاقات معمول زندگی دانش آموزان شکل می گیرند؛ از گفت وگویی ساده درباره قیمت یک کالا، مشاهده تغییرات آب وهوا و رفتار یک حیوان گرفته تا اختلاف میان دوستان، یک خطای محاسباتی در خرید، تجربه کار با یک ابزار، مشاهده یک پدیده طبیعی یا طرح پرسشی غیرمنتظره در جریان کلاس. با این حال، هر اتفاق روزمره ای الزاما ارزش آموزشی یکسانی ندارد و تبدیل تجربه روزمره به موضوع یادگیری نیازمند نوعی تشخیص حرفه ای است. در این میان، معلم نقشی فراتر از انتقال دهنده محتوا پیدا می کند و به مشاهده گر، تفسیرگر، طراح و میانجی میان جهان زیسته دانش آموز و دانش مدرسه ای تبدیل می شود. هدف مقاله حاضر بررسی نقش معلم در تشخیص و تبدیل رویدادهای روزمره به فرصت های معنادار یادگیری است. پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی انجام شده است. یافته های حاصل از تحلیل منابع نشان می دهد که تشخیص آموزشی یک رویداد، صرفا به جذاب یا غیرمعمول بودن آن وابسته نیست؛ بلکه به میزان ارتباط آن با اهداف تربیتی، ظرفیت ایجاد پرسش، امکان برانگیختن تفکر، قابلیت پیوند با تجربه های قبلی، امکان مشارکت دانش آموزان، ظرفیت تعمیم و همچنین تناسب آن با بافت فرهنگی و اجتماعی یادگیرندگان وابسته است. بر اساس تحلیل منابع، فرایند تبدیل رویداد روزمره به موضوع یادگیری را می توان فرایندی چندمرحله ای دانست که از «دیدن» آغاز می شود، با «تفسیر» ادامه می یابد و از طریق «تصمیم گیری تربیتی» به طراحی فعالیت یادگیری منتهی می شود. در این فرایند، مهارت حرفه ای معلم در مشاهده دقیق، پرسش گری، تفسیر اندیشه دانش آموز، تشخیص اهمیت آموزشی، برقراری ارتباط میان دانش روزمره و دانش علمی و انتخاب زمان مناسب برای مداخله اهمیت اساسی دارد. همچنین شواهد نشان می دهد استفاده از تجربه های روزمره بدون توجه به تفاوت های فردی، فرهنگی و خانوادگی دانش آموزان می تواند به ساده سازی افراطی، کلیشه سازی یا حتی حذف برخی تجربه ها منجر شود. بنابراین، نقش معلم نه تبدیل هر اتفاق به درس، بلکه تشخیص هوشمندانه «لحظه های دارای ظرفیت یادگیری» و ساختن پلی میان زندگی واقعی و برنامه درسی است.
نویسندگان
زینب دلاوری
کارشناسی ارشد حسابداری ،شاغل در آموزش وپرورش مشهد ،مقطع هنرستان،هنرستان حوا
جانمحمد مرادی
کارشناس مطالعات اجتماعی،شاغل در اداره آموزش و پرورش مسجدسلیمان،مقطع متوسطه دوم،هنرستان علامه طباطبائی
فریده قاسمی قاسموند
لیسانس روانشناسی،شاغل در آموزش وپرورش مسجدسلیمان، مقطع ابتدایی،دبستان پاسدارغلامرضابامدی
ثریا خوشمرام
کارشناسی ارشد...مدیریت آموزشی ... شاغل در آموزش و پرورش کشاورز دبستان جهاد اسلامی تیزخراب