اقامه نماز در مواجهه با تحولات نسلی و دیجیتال؛ ارائه الگوی سیاست گذاری فرهنگی برای جامعه اسلامی آینده
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1024
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
تحولات نسلی و گسترش فناوری های دیجیتال، محیط اجتماعی شدن، یادگیری، هویت یابی و انتقال ارزش های دینی را با تغییرات اساسی مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، اقامه نماز به عنوان یکی از مهم ترین ارکان عبادی و تربیتی اسلام، صرفا با مسئله استمرار یک رفتار عبادی مواجه نیست؛ بلکه با چالش انتقال معنا، شکل گیری هویت دینی، تجربه معنوی و ایجاد پیوند میان عبادت و سبک زندگی نسل های جدید روبه رو است. مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که سیاست گذاری فرهنگی اقامه نماز در جامعه اسلامی آینده چگونه می تواند ضمن حفظ مبانی معرفتی و الهی نماز، خود را با تحولات نسلی و زیست دیجیتال سازگار سازد.پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مطالعه اسنادی و تحلیل مفهومی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق بررسی منابع اسلامی، آثار نظری حوزه تربیت و فرهنگ، اسناد سیاستی، و مطالعات جدید درباره دین دیجیتال، نسل Z، رسانه های اجتماعی و آموزش اسلامی گردآوری و به صورت تحلیلی ترکیب شده اند. در چارچوب نظری پژوهش، از مفاهیم جامعه پذیری دینی، هویت دینی، رسانه ای شدن دین، دین دیجیتال و سیاست گذاری فرهنگی استفاده شده است. پژوهش های جدید نشان می دهند که شبکه های اجتماعی برای نسل Z به یکی از منابع مهم مواجهه با اطلاعات و یادگیری دینی تبدیل شده اند؛ در عین حال، پراکندگی منابع، محتوای غیرمعتبر، فردگرایی و تغییر اقتدارهای سنتی دینی از چالش های مهم این محیط به شمار می روند (Yakut & Oruç, ۲۰۲۵). همچنین مطالعات تجربی جدید درباره دین دیجیتال نشان داده اند که ویژگی های محتوای رسانه ای و میزان همدلی و جذابیت آن می تواند بر مشارکت دینی دیجیتال نسل Z اثرگذار باشد (Liu et al., ۲۰۲۵).یافته های پژوهش نشان داد که سیاست گذاری فرهنگی نماز برای نسل های جدید باید از الگوی «تبلیغ و انتقال مستقیم» به الگوی «معناسازی، مشارکت و زیست بوم سازی» حرکت کند. بر این اساس، الگوی پیشنهادی پژوهش در شش مولفه اصلی شامل معناپردازی نسلی نماز، توانمندسازی خانواده، بازطراحی محیط تربیتی مدرسه و دانشگاه، فعال سازی مسجد در فضای واقعی و دیجیتال، حکمرانی محتوای دینی در پلتفرم ها و نظام ارزیابی مبتنی بر شواهد صورت بندی شد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که آینده اقامه نماز بیش از آنکه به افزایش حجم تبلیغات دینی وابسته باشد، به توانایی نهادهای فرهنگی در ایجاد تجربه ای معنادار، اخلاقی، مشارکتی و متناسب با زیست جهان نسل جدید وابسته است. از این منظر، فناوری دیجیتال نه ذاتا تهدید نماز است و نه به تنهایی راه حل آن؛ بلکه کیفیت سیاست گذاری، نوع محتوا، نحوه حکمرانی و میزان مشارکت نسل جدید تعیین می کند که فناوری در خدمت تعمیق یا تضعیف تجربه دینی قرار گیرد.
نویسندگان
مریم نظری
کارشناس آموزش ابتدایی