بررسی الگوی همکاری معلم، خانواده و متخصصان آموزشی در حمایت از فرایند یادگیری دانش آموزان با نیازهای ویژه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1014

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

یادگیری دانش آموزان با نیازهای ویژه فرایندی چندبعدی است که تنها از طریق مداخله مستقیم معلم یا ارائه خدمات تخصصی منفرد نمی تواند به شکل پایدار و اثربخش حمایت شود. تفاوت های فردی در توانایی های شناختی، ارتباطی، حرکتی، هیجانی و اجتماعی، ضرورت شکل گیری شبکه ای هماهنگ از حمایت های آموزشی و تربیتی را آشکار می سازد. در چنین شرایطی، همکاری میان معلم، خانواده و متخصصان آموزشی و توان بخشی می تواند به عنوان یکی از عناصر اساسی در طراحی، اجرا، پایش و اصلاح برنامه های یادگیری دانش آموزان با نیازهای ویژه مورد توجه قرار گیرد. هدف مقاله حاضر بررسی تحلیلی الگوی همکاری این سه گروه و تبیین سازوکارهایی است که از طریق آنها می توان پیوستگی میان خانه، مدرسه و خدمات تخصصی را تقویت کرد. این پژوهش با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی انجام شده است. یافته های حاصل از تحلیل منابع نشان می دهد که همکاری اثربخش صرفا به برگزاری جلسات مشترک یا تبادل اطلاعات محدود نیست، بلکه مستلزم تقسیم مسئولیت، هدف گذاری مشترک، ارتباط دوسویه، تصمیم گیری مشارکتی، احترام به دانش و تجربه خانواده، استفاده از تخصص حرفه ای و پایش مستمر پیشرفت دانش آموز است. شواهد همچنین نشان می دهد هنگامی که خانواده از دریافت کننده خدمات به شریک تصمیم گیری تبدیل می شود، اطلاعات مربوط به عملکرد دانش آموز در محیط های مختلف کامل تر شده و امکان هماهنگ سازی راهبردهای آموزشی افزایش می یابد. از سوی دیگر، نقش متخصصان زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که خدمات تخصصی آنان در امتداد برنامه آموزشی مدرسه قرار گیرد و به توصیه هایی جدا از جریان واقعی کلاس و زندگی روزمره دانش آموز تبدیل نشود. بر این اساس، الگوی مطلوب همکاری را می توان الگویی شبکه ای، خانواده محور، دانش آموزمحور و مبتنی بر هدف مشترک دانست که در آن معلم نقش هماهنگ کننده آموزشی، خانواده نقش شریک دانشی و تربیتی و متخصصان نقش پشتیبان تخصصی و مشاور تصمیم گیری را بر عهده دارند. چنین الگویی می تواند به افزایش انسجام مداخلات، کاهش تعارض میان انتظارات خانه و مدرسه، ارتقای استقلال دانش آموز و بهبود فرصت های مشارکت آموزشی و اجتماعی او منجر شود.

نویسندگان

فاطمه رحیمی

کارشناس مشاوره و راهنمایی،شاغل در آموزش و پرورش کلاچای،مقطع ابتدایی،آموزشگاه شهید امیر بنده ای (کودکان با نیازهای ویژه)