بررسی الگوی مدیریت مدرسه محور در سامان دهی منابع، برنامه های آموزشی و نیازهای یادگیری دانش آموزان دختر دوره ابتدایی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_1008
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
مدیریت مدرسه محور رویکردی در حکمرانی آموزشی است که با انتقال بخشی از اختیار تصمیم گیری از سطوح متمرکز به سطح مدرسه، تلاش می کند فاصله میان سیاست های عمومی آموزش و نیازهای واقعی محیط یادگیری را کاهش دهد. مسئله اساسی در این رویکرد، صرفا افزایش اختیار مدیر مدرسه نیست، بلکه ایجاد سازوکاری است که در آن منابع، برنامه های آموزشی، ظرفیت حرفه ای معلمان، مشارکت خانواده و اطلاعات مربوط به وضعیت یادگیری دانش آموزان در یک چرخه تصمیم گیری منسجم قرار گیرند. مقاله حاضر با هدف بررسی الگوی مدیریت مدرسه محور در سامان دهی منابع، برنامه های آموزشی و نیازهای یادگیری دانش آموزان دختر دوره ابتدایی، با رویکرد کتابخانه ای و تحلیلی تدوین شده است. در این بررسی، ادبیات نظری مدیریت مدرسه محور، مطالعات تجربی داخلی و خارجی، پژوهش های مرتبط با استقلال و پاسخ گویی مدرسه، رهبری آموزشی، مشارکت ذی نفعان، تخصیص منابع و رویکردهای حساس به جنسیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. تحلیل منابع نشان می دهد که اثربخشی مدیریت مدرسه محور به میزان اختیار رسمی به تنهایی وابسته نیست، بلکه از تعامل میان استقلال تصمیم گیری، ظرفیت حرفه ای مدیران و معلمان، دسترسی به منابع، نظام پاسخ گویی، مشارکت خانواده، استفاده از شواهد یادگیری و توان مدرسه برای تبدیل اطلاعات به برنامه عملیاتی تاثیر می پذیرد. در مدارس ابتدایی دخترانه، این الگو زمانی می تواند کارآمدتر باشد که نیازهای یادگیری، اجتماعی، عاطفی، جسمانی و فناورانه دانش آموزان در تصمیم های مدیریتی انعکاس یابد و تخصیص منابع از الگوی یکسان سازی اداری به سمت تخصیص مبتنی بر نیاز حرکت کند. یافته های تحلیلی همچنین نشان می دهد که مدیریت مدرسه محور نباید با رهاسازی مدرسه از نظام نظارت مرکزی یکسان تلقی شود؛ بلکه الگوی مطلوب، نوعی استقلال مشروط، پاسخ گو و مبتنی بر داده است که در آن مدرسه آزادی بیشتری برای تنظیم روش ها و اولویت های اجرایی دارد، اما نسبت به کیفیت، عدالت آموزشی و پیامدهای تصمیم های خود پاسخ گو باقی می ماند. بر اساس این تحلیل، الگوی پیشنهادی مقاله بر پیوند میان «شناخت نیازهای یادگیری»، «تصمیم گیری مشارکتی»، «تخصیص هدفمند منابع»، «انعطاف برنامه آموزشی»، «رهبری آموزشی» و «ارزیابی و بازخورد مستمر» استوار است.
نویسندگان
لیلا حسین پور
فوق لیسانس روانشناسی ورزشی ، شاغل در آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران ، دبستان دخترانه آل محمد ص
طاهره حسین پور
فوق لیسانس تربیت بدنی ، شاغل در آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران ، دبستان دخترانه آل محمد ص