ارائه الگوی مدیریت هوشمند موجودی انبارهای شهرداری مبتنی بر تحلیل داده های مصرف

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1000

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

مدیریت موجودی در سازمان های عمومی، به ویژه شهرداری ها، صرفا به معنای ثبت ورود و خروج کالا یا تعیین مقدار سفارش نیست، بلکه بخشی از نظام پشتیبانی تصمیم است که می تواند بر تداوم خدمات شهری، کنترل هزینه ها، سرعت واکنش به نیازهای عملیاتی و کیفیت تخصیص منابع اثر بگذارد. انبارهای شهرداری معمولا با طیف متنوعی از اقلام مواجه اند؛ از تجهیزات و قطعات مورد نیاز حوزه های فنی و عمرانی گرفته تا ملزومات خدمات شهری، اقلام مصرفی، ابزارها و تجهیزات نگهداری. تنوع اقلام، تفاوت الگوی مصرف، تغییرات فصلی، رویدادهای شهری، شرایط اضطراری و تفاوت زمان تامین موجب می شود سیاست های ثابت و یکسان برای همه اقلام کارایی محدودی داشته باشند. مسئله اساسی این است که چگونه می توان داده های تاریخی مصرف و اطلاعات عملیاتی انبار را به دانش قابل استفاده برای تصمیم گیری درباره سطح موجودی، زمان سفارش، موجودی اطمینان و اولویت تامین تبدیل کرد.پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با هدف ارائه یک الگوی مفهومی برای مدیریت هوشمند موجودی انبارهای شهرداری انجام شده است. مبانی نظری مدیریت موجودی، پیش بینی تقاضا، تحلیل داده، یادگیری ماشین، طبقه بندی اقلام، مدیریت ریسک تامین و تصمیم گیری داده محور بررسی و سپس با اقتضائات محیط شهرداری تلفیق شده اند. در الگوی پیشنهادی، داده های مصرف به عنوان نقطه آغاز چرخه تصمیم گیری در نظر گرفته می شوند و پس از پاک سازی، یکپارچه سازی و تحلیل، به شاخص هایی مانند روند مصرف، نوسان تقاضا، دوره تامین، دفعات کسری موجودی، اهمیت عملیاتی و میزان بحرانی بودن اقلام تبدیل می شوند. در مرحله بعد، ترکیبی از روش های آماری، تحلیل ABC، روش های پیش بینی و در موارد مناسب مدل های یادگیری ماشین برای برآورد تقاضای آتی به کار گرفته می شود. خروجی این فرایند، مبنای تعیین سیاست سفارش، موجودی اطمینان، نقطه سفارش، اولویت تامین و هشدارهای مدیریتی قرار می گیرد.نتیجه تحلیل منابع نشان می دهد که مدیریت هوشمند موجودی زمانی معنا پیدا می کند که پیش بینی تقاضا از تصمیم موجودی جدا نباشد و خروجی تحلیل داده مستقیما به قواعد عملیاتی تامین و کنترل موجودی متصل شود. همچنین استفاده از یک مدل واحد برای تمام اقلام انبار مناسب نیست و باید میان اقلام پرتکرار، کم مصرف، بحرانی، فصلی و دارای تقاضای متناوب تمایز ایجاد شود. بر این اساس، الگوی پیشنهادی پژوهش شامل لایه داده، لایه تحلیل، لایه پیش بینی، لایه تصمیم گیری و لایه پایش و یادگیری است. این الگو می تواند مبنایی برای طراحی داشبورد مدیریتی، سامانه هشدار هوشمند، برنامه ریزی خرید و توسعه تدریجی سامانه های مدیریت موجودی در شهرداری ها قرار گیرد. مهم ترین پیام الگو آن است که هوشمندسازی انبار بیش از آنکه به خرید فناوری وابسته باشد، به کیفیت داده، یکپارچگی اطلاعات، تعریف شاخص های مناسب و تبدیل داده مصرف به تصمیم عملیاتی وابسته است.

نویسندگان

صمد تقی زاده سرستی

شهرداری مرکزی بابل