بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی نیازهای انبار و بهینه سازی خریدهای شهرداری
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_999
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
مدیریت انبار و خرید در شهرداری ها به دلیل تنوع بالای اقلام، تعدد واحدهای مصرف کننده، تغییرات فصلی در فعالیت های شهری، محدودیت های بودجه ای، نوسان زمان تامین و ضرورت استمرار خدمات عمومی، از جمله حوزه هایی است که تصمیم گیری دقیق در آن اهمیت زیادی دارد. مسئله اساسی آن است که بسیاری از تصمیم های مربوط به تامین کالا همچنان بر مبنای تجربه مدیران، سفارش های دوره ای، حداقل و حداکثر موجودی ثابت و واکنش به کمبودهای ایجادشده اتخاذ می شوند؛ در حالی که الگوهای مصرف شهری ماهیتی پویا و چندعاملی دارند. هوش مصنوعی می تواند با تحلیل هم زمان داده های تاریخی مصرف، سوابق خرید، موجودی انبار، زمان تحویل تامین کنندگان، وضعیت پروژه های عمرانی، برنامه های نگهداری و تعمیرات، تغییرات فصلی و سایر متغیرهای اثرگذار، امکان تبدیل مدیریت انبار از یک فرایند عمدتا واکنشی به یک نظام پیش بینانه را فراهم سازد.هدف مقاله حاضر، بررسی تحلیلی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی نیازهای انبار و بهینه سازی خریدهای شهرداری است. پژوهش با رویکرد کتابخانه ای و مروری انجام شده و با ترکیب یافته های مطالعات داخلی و خارجی در حوزه پیش بینی تقاضا، مدیریت موجودی، زنجیره تامین هوشمند، خرید و تدارکات مبتنی بر هوش مصنوعی، چارچوبی کاربردی برای شهرداری ارائه می کند. تحلیل منابع نشان می دهد که مهم ترین ارزش هوش مصنوعی در این حوزه صرفا افزایش دقت پیش بینی نیست، بلکه پیوند دادن پیش بینی تقاضا با سیاست های موجودی، نقطه سفارش، موجودی اطمینان، زمان بندی خرید، ارزیابی تامین کننده و محدودیت های بودجه ای است. در چنین چارچوبی، سیستم هوشمند می تواند احتمال کمبود یا انباشت اقلام را پیش از وقوع شناسایی کرده و سناریوهای مختلف خرید را در اختیار مدیر قرار دهد.در عین حال، استقرار چنین سامانه ای بدون اصلاح کیفیت داده، یکپارچه سازی اطلاعات، تعریف مسئولیت های سازمانی، کنترل انسانی و توجه به الزامات شفافیت و پاسخ گویی در خرید عمومی، نمی تواند به نتایج پایدار منجر شود. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که مناسب ترین رویکرد برای شهرداری، جایگزینی کامل تصمیم گیر انسانی با الگوریتم نیست؛ بلکه ایجاد یک نظام تصمیم یار است که توان محاسباتی و پیش بینی هوش مصنوعی را با دانش سازمانی و مسئولیت حرفه ای مدیران تلفیق کند. بر این اساس، هوش مصنوعی زمانی می تواند به بهینه سازی واقعی خریدهای شهرداری منجر شود که از سطح یک ابزار پیش بینی فراتر رفته و به بخشی از معماری تصمیم گیری، کنترل موجودی و حکمرانی زنجیره تامین شهری تبدیل شود.
نویسندگان
صمد تقی زاده سرستی
شهرداری مرکزی بابل