طراحی الگوی آموزش مبتنی بر نوروسایکولوژی برای تقویت حافظه کاری در دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_972

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

حافظه کاری یکی از بنیادی ترین سازوکارهای شناختی در فرایند یادگیری است که امکان نگهداری موقت اطلاعات، دست کاری و به روزرسانی آنها و استفاده هم زمان از اطلاعات مرتبط با تکلیف را فراهم می کند. بسیاری از فعالیت های مدرسه، از دنبال کردن دستورالعمل های چندمرحله ای و حل مسئله گرفته تا خواندن، محاسبه، استدلال، یادگیری زبان و تنظیم رفتار، مستلزم آن هستند که دانش آموز اطلاعات را برای مدتی در ذهن فعال نگه دارد و هم زمان بر اساس هدف آموزشی آنها را پردازش کند. از این منظر، ضعف حافظه کاری را نمی توان صرفا یک مشکل حافظه ای تلقی کرد؛ بلکه باید آن را در پیوند با توجه، بازداری، انعطاف پذیری شناختی، کنترل اجرایی، دانش پیشین، بار شناختی و شرایط هیجانی یادگیری بررسی کرد.پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و با هدف طراحی یک الگوی آموزشی مبتنی بر اصول نوروسایکولوژی برای تقویت حافظه کاری دانش آموزان انجام شده است. در این رویکرد، یافته های مربوط به سازمان چندمولفه ای حافظه کاری، کارکردهای اجرایی، ظرفیت محدود پردازش، نقش توجه و کنترل اجرایی، انعطاف پذیری عصبی، اثر استرس و فعالیت بدنی بر کارکردهای شناختی و نیز شواهد مربوط به آموزش حافظه کاری در کودکان مورد تحلیل قرار گرفته اند. بر مبنای این تحلیل، الگوی پیشنهادی از چند لایه مرتبط تشکیل شده است: آماده سازی شناختی و تنظیم توجه، کاهش بار شناختی نامرتبط، رمزگردانی چندوجهی، قطعه بندی اطلاعات، دست کاری و به روزرسانی فعال، تمرین تدریجی و سازگارشونده، بازیابی و فاصله گذاری، فراشناخت و انتقال آموخته ها به تکالیف واقعی مدرسه.تحلیل منابع نشان می دهد که آموزش حافظه کاری زمانی از نظر آموزشی معنادارتر است که از سطح تمرین های جداشده و تکراری فراتر رود و در متن فعالیت های واقعی یادگیری قرار گیرد. همچنین شواهد موجود از ادعای انتقال خودکار مهارت های حافظه کاری به همه حوزه های تحصیلی حمایت نمی کند؛ بنابراین، الگوی پیشنهادی به جای وعده افزایش عمومی هوش یا پیشرفت تحصیلی، بر انتقال هدفمند و نزدیک به موقعیت های آموزشی تاکید دارد. در این مدل، معلم نقش طراح محیط شناختی را بر عهده دارد و با تنظیم مقدار اطلاعات، ترتیب ارائه، فرصت پردازش، نوع بازخورد و میزان پیچیدگی تکلیف، شرایطی ایجاد می کند که حافظه کاری بدون بارگذاری غیرضروری درگیر شود.نتیجه کلی آن است که رویکرد نوروسایکولوژیک در آموزش حافظه کاری باید نه به معنای «آموزش مغز» بر اساس ادعاهای ساده انگارانه، بلکه به معنای استفاده محتاطانه و مبتنی بر شواهد از دانش مربوط به رابطه مغز، شناخت و یادگیری تلقی شود. چنین رویکردی می تواند زمینه طراحی مداخلات آموزشی انعطاف پذیر، تدریجی و متناسب با نیازهای شناختی دانش آموزان را فراهم کند.

نویسندگان

گودرز رحیمی

کارشناسی ارشد روان شناسی تربیتی، آموزش و پرورش شهرستان نورآباد دلفان

شادی شاه صنمی

کارشناسی روانشناسی عمومی، شاغل در آموزش وپرورش استان مرکزی ، اراک، مقطع متوسطه اول، دبیرستان حاج عباسعلی راجعی

معصومه حبشی زاده

کارشناسی طراحی دوخت ؛ هنرآموز شاغل در آموزش و پرورش اهواز ناحیه سه ؛مقطع متوسطه دوم ؛هنرستان ایران