بررسی نقش بازاندیشی حرفه ای معلمان در بهبود تصمیم گیری آموزشی و حل مسائل پیش بینی نشده کلاس درس
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_960
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
کلاس درس محیطی پویا، چندلایه و غیرقابل پیش بینی است که در آن معلم به طور مستمر با موقعیت هایی مواجه می شود که لزوما در طرح درس، برنامه درسی یا دوره های رسمی تربیت معلم پیش بینی نشده اند. پرسش ناگهانی دانش آموز، تغییر وضعیت عاطفی یک یا چند یادگیرنده، تعارض میان دانش آموزان، شکست یک روش تدریس، سوءبرداشت مفهومی، افت ناگهانی مشارکت، تفاوت های فردی یا حتی رخدادهای خارج از برنامه، معلم را ناگزیر می کند در زمان محدود تصمیم بگیرد. در چنین شرایطی، کیفیت تصمیم گیری آموزشی تنها به میزان دانش نظری یا تجربه انباشته معلم وابسته نیست، بلکه به توانایی او در مشاهده دقیق موقعیت، تفسیر شواهد، بازنگری در فرض های قبلی و انتخاب واکنش متناسب با شرایط نیز بستگی دارد. بازاندیشی حرفه ای را می توان فرایندی دانست که از طریق آن معلم تجربه آموزشی را به موضوع بررسی آگاهانه تبدیل می کند و میان آنچه رخ داده، چرایی رخداد، تصمیم اتخاذشده و پیامد آن ارتباط برقرار می سازد.هدف مقاله حاضر بررسی تحلیلی نقش بازاندیشی حرفه ای معلمان در بهبود تصمیم گیری آموزشی و مواجهه با مسائل پیش بینی نشده کلاس درس است. پژوهش با رویکرد مروری تحلیلی و با استفاده از منابع علمی فارسی و انگلیسی انجام شده است. در این چارچوب، مفاهیم بازاندیشی حرفه ای، تامل در عمل، تامل پس از عمل، دانش حرفه ای، توجه حرفه ای، خبرگی سازگارشونده و تصمیم گیری موقعیتی در ارتباط با یکدیگر بررسی شده اند. تحلیل منابع نشان می دهد که بازاندیشی حرفه ای هنگامی بیشترین ارزش آموزشی را پیدا می کند که از سطح توصیف رویداد فراتر رفته و به تحلیل رابطه میان شرایط کلاس، باورهای معلم، اهداف آموزشی، ویژگی های دانش آموزان و پیامد تصمیم ها منجر شود. همچنین، بازاندیشی می تواند از طریق تقویت مشاهده حرفه ای، کاهش وابستگی به پاسخ های عادت شده، توسعه انعطاف پذیری آموزشی، آشکار کردن فرض های پنهان و تبدیل تجربه به دانش قابل استفاده، ظرفیت معلم برای حل مسائل جدید را افزایش دهد.یافته های این مطالعه نشان می دهد که بازاندیشی حرفه ای را نباید صرفا فعالیتی پس از پایان تدریس تلقی کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از چرخه تصمیم گیری حرفه ای دانست که پیش از عمل، حین عمل و پس از عمل جریان دارد. بر این اساس، مدرسه و برنامه های توسعه حرفه ای زمانی می توانند از بازاندیشی برای ارتقای کیفیت آموزش استفاده کنند که فرصت ثبت و تحلیل تجربه های واقعی، گفت وگوی حرفه ای، مشاهده همکارانه، درس پژوهی، روایت نگاری تاملی و دریافت بازخورد را فراهم آورند. در نهایت، بازاندیشی حرفه ای نه جایگزین دانش تخصصی معلم، بلکه سازوکاری برای تبدیل دانش و تجربه به تصمیم های حساس به موقعیت و پاسخ های آموزشی انعطاف پذیر است.
نویسندگان
زینب صفری
ارشد مدیریت ورزشی،صومعه سرا
امیرمحمد صفری
کارشناسی ادبیات،صومعه سرا
مهسا مهرگان نسب
ارشد روانشناسی،گرگان
لادن لطفعلی پور
ارشد ریاضی،گرگان
شیرین بیات
کارشناسی،البرز