بررسی نقش حمایت اجتماعی خانواده در بهبود روانشناختی مادران فرزندان معلول در شهرستان فسا
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_956
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حمایت اجتماعی خانواده در بهبود روان شناختی مادران فرزندان معلول در شهرستان فسا انجام شد. تحقیق حاضر یک مطالعه کاربردی است و از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق مادران فرزندان معلول در شهرستان فسا (معلولین جسمی حرکتی) به تعداد ۱۶۰۰ نفر بود که طبق فرمول کوکران تعداد نمونه آماری برای توزیع پرسشنامه میان نمونه آماری ۳۰۹ نفر محاسبه و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های محقق ساخته حمایت اجتماعی خانواده و بهبود روان شناختی مادران فرزندان معلول بود.. تمام مراحل تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد و نتایج بر اساس معیارهای آماری معتبر تفسیر گردید. نتایج توصیفی و تحلیلی پژوهش نشان داد که ابعاد مختلف حمایت خانواده نقش معناداری در بهبود روان شناختی مادران فرزندان معلول دارند. یافته ها بیانگر آن بود که حمایت اجتماعی خانواده با ضریب استاندارد شده (β=۰.۳۱۲) تاثیر مثبت و معناداری بر بهبود روان شناختی مادران دارد (p<۰.۰۰۱)، به گونه ای که با افزایش میزان حمایت اجتماعی، سطح بهبود روان شناختی نیز افزایش می یابد. همچنین حمایت عاطفی خانواده با ضریب استاندارد شده (β=۰.۲۳۰) رابطه مثبت و معناداری با بهبود روان شناختی مادران نشان داد (p<۰.۰۰۱). نتایج مربوط به حمایت مالی خانواده نیز حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار با بهبود روان شناختی مادران بود؛ به طوری که ضریب استاندارد شده این متغیر برابر با ۰.۲۵۵ و سطح معناداری آن ۰.۰۰۳ به دست آمد. افزون بر این، حمایت معنوی خانواده با ضریب استاندارد شده ۰.۳۶۹ به عنوان یکی از عوامل موثر و معنادار در ارتقای بهبود روان شناختی مادران شناخته شد. در نهایت، یافته ها نشان داد که حمایت اطلاعاتی خانواده نیز تاثیر مثبتی بر بهبود روان شناختی مادران دارد، به گونه ای که با هر واحد افزایش در حمایت اطلاعاتی، میزان بهبود روان شناختی به طور متوسط ۰.۳۹۰ واحد افزایش می یابد.
نویسندگان
ثمینه بهادری جهرمی
استادیار گروه علوم اجتماعی واحد جهرم دانشگاه آزاد اسلامی فارس ایران
لیلا زارعپور نصیر آبادی
کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی