(چگونه توانستم با بازطراحی توالی محتوا و تکالیف (کم حجم ولی هدفمند)، پوشش برنامه درسی را کامل کنم و هم زمان کیفیت یادگیری را بالا ببرم؟)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_927

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر در قالب یک اقدام پژوهی کاربردی و با رویکرد حل مسئله در کلاس درس، به بررسی چالش انباشتگی سرفصل ها، محدودیت زمان آموزش، افت کیفیت یادگیری عمیق و فرسودگی ناشی از تکالیف سنتی و پرحجم می پردازد. نقطه آغاز این پژوهش زمانی شکل گرفت که شواهد اولیه نشان داد تعهد صلب به تقویم زمانی مرسوم، منجر به جاماندگی بخش قابل توجهی از محتوا و تقلیل فرایند یاددهی-یادگیری به حافظه محوری سطحی شده است. از این رو، هدف اصلی این اقدام پژوهی، بازطراحی ساختاریافته ی توالی محتوا بر پایه مفاهیم کلیدی و جایگزینی تکالیف سنتی با تکالیف کم حجم ولی هدفمند و ساختاریافته تعیین گردید تا ضمن تحقق پوشش کامل برنامه درسی، شاخص های کیفی یادگیری ارتقا یابد.در مسیر تشخیص مسئله، داده های چندگانه از طریق چک لیست های مشاهده سازمان یافته، آزمون های تشخیصی مبتنی بر سطوح شناختی، فرم های خودگزارش دهی نگرش تحصیلی و نظرسنجی از ذی نفعان گردآوری و تحلیل شدند. نتایج اولیه بیانگر غلبه اضطراب تحصیلی، عدم توانایی فراگیران در تحلیل و انتقال مفاهیم، اتلاف زمان در تکالیف رونویسی محور و افت عملکردی بود. با تکیه بر مبانی روان شناسی تربیتی و نظریه بار شناختی، اقداماتی در قالب بازآرایی مضمونی محتوا (خوشه بندی مفاهیم پیش نیاز، هسته ای و گسترش یافته) و طراحی تکالیف متناوب، تفکربرانگیز و کوتاه پاسخ سازمان دهی شد. این راهکارها در چرخه های متوالی عمل، مشاهده و بازاندیشی به اجرا درآمدند تا فراگیران به جای درگیری با حجم بالای مطالب نامرتبط، با ساختار مفهومی منسجم مواجه شوند.گردآوری شواهد مرحله دوم پس از اجرای کامل مداخلات آموزشی، نشان دهنده تحول معنادار در تمامی شاخص های سنجش بود؛ به گونه ای که پوشش برنامه درسی بدون فشرده سازی آسیب زا به نقطه مطلوب رسید و سطوح یادگیری عمیق و توانایی کاربست مفاهیم رشد چشمگیری یافت. همچنین نرخ انجام مستقلانه تکالیف و انگیزش درونی ارتقا پیدا کرده و رفتارهای فرسودگی ناشی از اضافه بار شناختی به حداقل کاهش یافت. اعتبارسنجی فرآیند از طریق همسوسازی داده ها، بازخورد همتایان فرهنگی و ارزیابی گروهی مورد تایید قرار گرفت و تغییرات لازم در شیوه ارائه تثبیت شد. این تجربه نشان داد که انضباط در انتخاب مفاهیم کلیدی و جایگزینی کمیت با تمرکز هدفمند، نه تنها تضادی با پوشش اهداف مصوب ندارد، بلکه بستر اصلی تحقق آموزش پایدار و اثرگذار است.

نویسندگان

فاطمه سادات جنید

دانشجوی دکترای برنامه ریزی درسی