بررسی تاثیر تاخیر در دریافت بازخورد آموزشی بر خودتنظیمی، انگیزش و ماندگاری یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CRESA01_546

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

بازخورد آموزشی یکی از مولفه های اساسی فرایند یاددهی یادگیری است که کیفیت آن نه تنها به محتوای پیام، بلکه به زمان ارائه، تناسب با نیازهای یادگیرنده و امکان استفاده از آن برای اصلاح عملکرد بستگی دارد. در بسیاری از موقعیت های مدرسه ای، فاصله زمانی میان پاسخ دانش آموز و دریافت بازخورد معلم به عنوان عاملی اجرایی و گاه اجتناب ناپذیر تلقی می شود؛ بااین حال، این فاصله می تواند بر نحوه پردازش خطاها، تنظیم راهبردهای مطالعه، حفظ انگیزه و ماندگاری آموخته ها اثر بگذارد. مسئله اصلی آن است که آیا بازخورد فوری همواره بر بازخورد تاخیری برتری دارد یا اینکه اثربخشی زمان بندی بازخورد به نوع تکلیف، سطح تسلط دانش آموز، پیچیدگی محتوا و توانایی او در ارزیابی عملکرد خویش وابسته است.پژوهش حاضر با رویکرد کتابخانه ای و مروری تحلیلی، رابطه میان تاخیر در بازخورد آموزشی و سه مولفه خودتنظیمی یادگیری، انگیزش تحصیلی و ماندگاری دانش را بررسی می کند. در این چارچوب، خودتنظیمی به عنوان توانایی برنامه ریزی، پایش، کنترل و ارزیابی فرایند یادگیری در نظر گرفته می شود؛ انگیزش به میزان تمایل، استمرار و درگیری معنادار دانش آموز با فعالیت های آموزشی اشاره دارد؛ و ماندگاری یادگیری، حفظ و بازیابی دانش پس از گذشت زمان و توانایی استفاده از آن در موقعیت های جدید را در بر می گیرد. تحلیل منابع نشان می دهد که زمان بندی بازخورد را نمی توان مستقل از کارکرد شناختی آن بررسی کرد. بازخورد فوری در موقعیت هایی که خطای دانش آموز ممکن است به تثبیت بدفهمی منجر شود، اهمیت ویژه ای دارد؛ در مقابل، تاخیر هدفمند و کنترل شده در برخی تکالیف می تواند فرصت خودارزیابی، بازیابی ذهنی و پردازش عمیق تر را فراهم کند.همچنین، تاخیر طولانی و نامنظم، به ویژه هنگامی که با توضیح ناکافی، ابهام در معیارهای ارزیابی یا فقدان فرصت اصلاح همراه باشد، ممکن است احساس سردرگمی، کاهش خودکارآمدی و وابستگی به تایید بیرونی را تقویت کند. بر همین اساس، مقاله بر ضرورت تشخیص موقعیت آموزشی پیش از انتخاب زمان بازخورد تاکید می کند؛ به این معنا که معلم باید سطح دانش قبلی، نوع خطا، ویژگی های شناختی و هیجانی دانش آموز، پیچیدگی تکلیف و میزان استقلال یادگیری او را در تصمیم گیری لحاظ کند. نتیجه تحلیلی پژوهش آن است که الگوی مطلوب، نه بازخورد همواره فوری و نه تاخیر یکسان برای همه دانش آموزان، بلکه زمان بندی هدفمند، انعطاف پذیر و متناسب با شرایط یادگیری است.

نویسندگان

زهرا قیدرلو

دبیر فقه وحقوق ودین وزندگی متوسطه دوم شهرستان رباط کریم