تبیین سازوکارهای تبدیل تجربه ضمنی معلمان به دانش حرفه ای قابل انتقال در اجتماعات یادگیری مدرسه محور
محل انتشار: اولین همایش بین المللی پژوهش، آموزش و کسب مهارت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CRESA01_532
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
تجربه حرفه ای معلمان از مهم ترین منابع تولید دانش در مدرسه است؛ بااین حال، بخش قابل توجهی از این دانش در جریان تصمیم گیری های روزمره، مواجهه با موقعیت های پیش بینی نشده کلاس، شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان و اصلاح مستمر روش های تدریس شکل می گیرد و لزوما به زبان روشن و قابل انتقال درنمی آید. معلم باتجربه ممکن است بتواند نشانه های اولیه افت یادگیری را تشخیص دهد، تنش میان دانش آموزان را پیش از تشدید مدیریت کند یا روش تدریس خود را متناسب با شرایط کلاس تغییر دهد، اما هنگامی که از او خواسته می شود منطق این تصمیم ها را توضیح دهد، ممکن است نتواند تمام مراحل تشخیص، داوری و انتخاب خود را به صورت صریح بیان کند. این فاصله میان برخورداری از تجربه و توانایی انتقال نظام مند آن، مسئله ای اساسی در توسعه حرفه ای معلمان و یادگیری سازمانی مدارس به شمار می رود.پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهایی انجام شده است که از طریق آن ها تجربه های ضمنی معلمان در اجتماعات یادگیری مدرسه محور به دانش حرفه ای قابل فهم، قابل بررسی، قابل انتقال و قابل بازاستفاده تبدیل می شوند. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و مرور تحلیلی منابع علمی مرتبط با دانش ضمنی، یادگیری حرفه ای معلمان، خلق دانش سازمانی، بازاندیشی در عمل و اجتماعات یادگیری حرفه ای است. در این رویکرد، انتقال تجربه صرفا به معنای بیان خاطرات کاری یا ارائه توصیه های عمومی تلقی نمی شود، بلکه فرایندی چندمرحله ای در نظر گرفته می شود که از بازسازی موقعیت واقعی آغاز می شود، با گفت وگوی حرفه ای و آشکارسازی منطق تصمیم ها ادامه می یابد، از طریق مستندسازی و بررسی انتقادی اعتبار پیدا می کند و سرانجام در قالب راهنماهای انعطاف پذیر، الگوهای تصمیم گیری و منابع مشترک مدرسه در دسترس همکاران قرار می گیرد.تحلیل منابع نشان می دهد که تبدیل تجربه ضمنی به دانش قابل انتقال به تعامل میان عوامل فردی، ارتباطی و سازمانی وابسته است. امنیت روانی، اعتماد حرفه ای، گفت وگوی مبتنی بر شواهد، مشاهده همتایان، تحلیل نمونه های واقعی تدریس، ثبت شرایط شکل گیری تجربه و آزمودن آموخته ها در موقعیت های تازه، از سازوکارهای مهم این فرایند هستند. همچنین، انتقال موفق دانش مستلزم آن است که تجربه های معلمان از زمینه اولیه خود جدا نشوند؛ زیرا راهبردی که در یک کلاس اثربخش بوده است، ممکن است در کلاسی با ویژگی های متفاوت نتیجه یکسانی نداشته باشد. بر این اساس، اجتماعات یادگیری مدرسه محور زمانی می توانند به زیرساخت پایدار تولید و انتقال دانش حرفه ای تبدیل شوند که تجربه فردی را به موضوعی برای گفت وگوی جمعی، بررسی انتقادی، مستندسازی و یادگیری مستمر بدل سازند.
نویسندگان
فاطمه اثیر
آموزش و پرورش