بررسی تعارض میان شخصی سازی الگوریتمی آموزش و ضرورت حفظ اختیار معلم در انتخاب مسیرهای یادگیری
محل انتشار: اولین همایش بین المللی پژوهش، آموزش و کسب مهارت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CRESA01_515
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
گسترش سامانه های هوشمند آموزشی، امکان تازه ای برای انطباق فرایند یادگیری با تفاوت های فردی دانش آموزان فراهم کرده است. این سامانه ها با تحلیل عملکرد تحصیلی، الگوهای پاسخ گویی، سرعت پیشرفت و میزان تعامل یادگیرندگان، می توانند محتوا، تمرین ها، بازخوردها و توالی فعالیت های آموزشی را متناسب با وضعیت هر فرد تنظیم کنند. بااین حال، افزایش توانایی فناوری در پیشنهاد مسیرهای یادگیری، مسئله ای بنیادین را در برابر نظام های آموزشی قرار می دهد: آیا امکان فنی شخصی سازی آموزش الزاما به معنای مناسب بودن واگذاری تصمیم های آموزشی به الگوریتم هاست؟ مسئله اصلی این پژوهش، بررسی تعارض احتمالی میان کارآمدی الگوریتمی و اختیار حرفه ای معلم در انتخاب، تغییر و تفسیر مسیرهای یادگیری است. اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می شود که آموزش صرفا فرایندی برای انتقال اطلاعات یا بهینه سازی نتایج قابل اندازه گیری نیست، بلکه با قضاوت تربیتی، شناخت زمینه زندگی دانش آموز، تشخیص نیازهای عاطفی و اجتماعی، پرورش استقلال فکری و تصمیم گیری مسئولانه درباره فرصت های یادگیری ارتباط دارد.پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش توصیفی تحلیلی و با اتکا بر مطالعه اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است. در این چارچوب، ادبیات مربوط به یادگیری شخصی سازی شده، سامانه های تطبیقی، عاملیت معلم، تصمیم گیری حرفه ای و حکمرانی انسان محور فناوری آموزشی بررسی و در ارتباط با یکدیگر تفسیر شده اند. تحلیل منابع نشان می دهد که شخصی سازی الگوریتمی، در صورت برخورداری از طراحی مناسب، می تواند تشخیص برخی دشواری های یادگیری، ارائه بازخورد به موقع و تنظیم سطح تمرین ها را تسهیل کند؛ اما هنگامی که پیشنهادهای الگوریتمی به تصمیم های الزام آور تبدیل شوند، احتمال محدودشدن دامنه انتخاب معلم، تقویت برداشت های تقلیل گرایانه از توانایی دانش آموزان و بازتولید سوگیری های موجود افزایش می یابد. افزون بر این، داده های عملکردی به تنهایی قادر نیستند تمام ابعاد یادگیری، از جمله کنجکاوی، خلاقیت، تجربه زیسته، انگیزه های متغیر و نیاز به مواجهه با چالش های تازه را بازنمایی کنند.برآیند تحلیل، ضرورت گذار از الگوی «شخصی سازی الگوریتم محور» به الگوی «شخصی سازی با هدایت و داوری معلم» را برجسته می کند. در چنین الگویی، الگوریتم نقش ابزار تحلیل، پیشنهاددهی و پشتیبانی از تصمیم را بر عهده دارد و معلم با حفظ اختیار حرفه ای، پیشنهادها را ارزیابی می کند، در صورت لزوم تغییر می دهد و مسئولیت انتخاب نهایی را می پذیرد. تحقق این رویکرد مستلزم شفافیت الگوریتمی، امکان رد یا اصلاح توصیه ها، دسترسی معلم به شواهد قابل فهم، توجه به عدالت آموزشی، حفاظت از داده های دانش آموزان و بازنگری در شیوه های ارزیابی عملکرد معلمان است. در نهایت، کیفیت شخصی سازی آموزشی نه صرفا با میزان انطباق خودکار محتوا، بلکه با توانایی نظام آموزشی در تلفیق تحلیل داده محور، قضاوت انسانی و حق یادگیرنده برای برخورداری از فرصت های متنوع یادگیری سنجیده می شود.
نویسندگان
مریم قویدل
آموزش و پرورش شهر مشهد مدرسه محمد زاده
نصرت برزگر
آموزش و پرورش شهر مشهد مدرسه محمد زاده