بررسی نقش حمایت مدیریتی و استقلال حرفه ای در حفظ انگیزش معلمان در شرایط افزایش تقاضاهای شغلی
محل انتشار: اولین همایش بین المللی پژوهش، آموزش و کسب مهارت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CRESA01_514
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
انگیزش معلمان یکی از عوامل تعیین کننده در پایداری کیفیت آموزش، استمرار تعهد حرفه ای و توانایی مدارس برای پاسخ گویی به نیازهای متغیر دانش آموزان است. بااین حال، انگیزش شغلی را نمی توان صرفا ویژگی فردی معلم یا نتیجه علاقه اولیه او به تدریس دانست؛ زیرا تجربه روزمره معلمان از کار، به میزان زیادی تحت تاثیر ساختارهای مدیریتی، حجم مسئولیت ها، فرصت تصمیم گیری، کیفیت روابط حرفه ای و امکانات در دسترس قرار دارد. افزایش هم زمان وظایف آموزشی، مسئولیت های اجرایی، مستندسازی، پاسخ گویی به خانواده ها، الزامات ارزیابی و ضرورت سازگاری با فناوری های جدید می تواند فاصله میان انتظارات سازمانی و منابع واقعی معلمان را افزایش دهد. در چنین شرایطی، حمایت مدیریتی و استقلال حرفه ای به عنوان دو منبع مکمل، در حفظ انگیزش معلمان اهمیت پیدا می کنند.پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش حمایت مدیریتی و استقلال حرفه ای در حفظ انگیزش معلمان هنگام افزایش تقاضاهای شغلی، با رویکرد کیفی و روش مرور تحلیلی منابع علمی انجام شده است. در این رویکرد، مفاهیم و یافته های مرتبط با نظریه خودتعیین گری، الگوی تقاضاها و منابع شغلی و پژوهش های مربوط به تجربه حرفه ای معلمان به صورت مفهومی بررسی و تلفیق می شوند. تمرکز اصلی پژوهش بر این مسئله است که چگونه کیفیت حمایت مدیران، میزان اختیار معلمان در تصمیم های آموزشی و تناسب میان مسئولیت ها و منابع سازمانی می تواند بر انگیزش خودمختار، احساس شایستگی، تعلق حرفه ای و تمایل به استمرار فعالیت آموزشی اثر بگذارد.تبیین نظری و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین نشان می دهد که حمایت مدیریتی هنگامی اثربخش تر است که از سطح تشویق های کلامی فراتر رود و در قالب اعتماد حرفه ای، توزیع منصفانه مسئولیت ها، فراهم کردن منابع، مشارکت واقعی در تصمیم گیری و پشتیبانی در مواجهه با تعارض های شغلی نمود پیدا کند. همچنین، استقلال حرفه ای زمانی می تواند به حفظ انگیزش کمک کند که معلم در انتخاب روش های تدریس، طراحی فعالیت های یادگیری و تنظیم شیوه های متناسب با نیازهای دانش آموزان اختیار معناداری داشته باشد. در مقابل، افزایش تقاضاها در کنار کنترل اداری شدید، محدودیت اختیار و حمایت ناکافی می تواند زمینه تضعیف احساس اثربخشی، فرسودگی عاطفی و کاهش اشتیاق شغلی را فراهم سازد. نتیجه کلی مقاله آن است که حفظ انگیزش معلمان مستلزم مدیریت هم زمان حجم تقاضاهای شغلی، کیفیت حمایت سازمانی و فضای واقعی تصمیم گیری حرفه ای است؛ به گونه ای که مسئولیت پذیری معلم با اعتماد، اختیار و منابع متناسب همراه شود.
نویسندگان
نصرت برزگر
آموزش و پرورش شهر مشهد مدرسه محمد زاده
مریم قویدل
آموزش و پرورش شهر مشهد مدرسه محمد زاده