بررسی نقش پژوهش مشارکتی معلمان در تولید دانش بومی درباره مسائل یادگیری در مدرسه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CRESA01_511

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

پژوهش مشارکتی معلمان یکی از رویکردهای مهم برای پیوند دادن تجربه های روزمره تدریس با تولید دانش حرفه ای درباره مسائل واقعی یادگیری در مدرسه است. در این رویکرد، معلمان صرفا دریافت کنندگان یافته های پژوهشی یا مجریان راهکارهای ازپیش تعیین شده نیستند، بلکه با طرح پرسش درباره موقعیت های آموزشی، گردآوری شواهد، گفت وگوی انتقادی، آزمودن راهبردها و بازنگری در نتایج، در فرایند تولید دانش مشارکت می کنند. اهمیت این رویکرد از آنجا ناشی می شود که بسیاری از مسائل یادگیری، از جمله دشواری در فهم مفاهیم، مشارکت محدود دانش آموزان، تفاوت در شیوه های یادگیری، برداشت های نادرست از محتوای درسی و ناکارآمدی برخی روش های تدریس، در بستر خاص هر کلاس و مدرسه شکل می گیرند و الزاما با راهکارهای عمومی و ازپیش آماده شده برطرف نمی شوند.پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پژوهش مشارکتی معلمان در تولید دانش بومی درباره مسائل یادگیری در مدرسه، به شیوه توصیفی تحلیلی و با اتکا به مطالعه منابع علمی انجام شده است. در این مقاله، مبانی نظری پژوهش معلمان، یادگیری حرفه ای جمعی، دانش ضمنی، بازاندیشی در عمل و تولید دانش وابسته به زمینه بررسی می شود. همچنین، ظرفیت ها و محدودیت های مشارکت معلمان در شناسایی مسائل یادگیری، تفسیر شواهد کلاس، طراحی مداخلات آموزشی و تبدیل تجربه های فردی به دانش قابل استفاده برای دیگران تحلیل می شود. این مطالعه بر این فرض استوار نیست که هر تجربه موفق تدریس به خودی خود دانش معتبر تولید می کند؛ بلکه بر ضرورت مستندسازی، مقایسه شواهد، بررسی تبیین های جایگزین و گفت وگوی انتقادی برای افزایش اعتبار یافته های معلمان تاکید دارد.ترکیب منابع پژوهشی نشان می دهد که پژوهش مشارکتی می تواند فاصله میان دانش نظری و مسائل عملی کلاس را کاهش دهد، فرصت یادگیری حرفه ای معلمان را گسترش دهد و زمینه شکل گیری راهکارهایی متناسب با ویژگی های دانش آموزان، برنامه درسی و شرایط مدرسه را فراهم سازد. بااین حال، تحقق این ظرفیت به وجود زمان سازمان یافته برای همکاری، حمایت مدیران، دسترسی به منابع پژوهشی، مهارت های پایه تحقیق و فرهنگ حرفه ای مبتنی بر اعتماد وابسته است. در صورت غلبه الزامات اداری، محدود شدن پژوهش به تکمیل فرم ها یا استفاده از شواهد گزینشی، مشارکت معلمان ممکن است به فعالیتی تشریفاتی تبدیل شود و به تولید دانش معتبر نینجامد. بر این اساس، مقاله پیشنهاد می کند که پژوهش مشارکتی به عنوان بخشی از فعالیت مستمر مدرسه سازمان دهی شود؛ به گونه ای که معلمان بتوانند مسائل یادگیری را به صورت مشترک تعریف کنند، شواهد مرتبط را گردآوری و تحلیل کنند، راهکارهای آموزشی را در عمل بیازمایند و نتایج را به صورت مستند و انتقادی در اختیار جامعه حرفه ای قرار دهند. نتیجه اصلی آن است که دانش بومی مدرسه زمانی ارزش علمی و کاربردی پیدا می کند که از تجربه واقعی معلمان سرچشمه بگیرد، اما در همان تجربه محصور نماند و در معرض بررسی، نقد و استفاده مجدد قرار گیرد.

نویسندگان

معصومه عبدلی حسین آبادی

مقطع متوسطه اول، آموزش وپرورش شهرستان ملایر