طراحی و اعتبارسنجی الگوی تدریس مبتنی بر علوم شناختی برای ارتقای یادگیری خواندن و ریاضیات در دوره ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CRESA01_510

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

یادگیری خواندن و ریاضیات در دوره ابتدایی، فرایندی فراتر از دریافت اطلاعات، تمرین مهارت ها و پاسخ گویی به پرسش های درسی است. دانش آموز برای دستیابی به خواندن معنادار باید بتواند نشانه های نوشتاری را رمزگشایی کند، واژه ها را بشناسد، اطلاعات جمله ها را به یکدیگر پیوند دهد و از دانش پیشین خود برای ساختن معنا بهره بگیرد. در ریاضیات نیز فهم مفاهیم عددی، تشخیص روابط، نگهداری اطلاعات در ذهن، انتخاب راهبرد مناسب و ارزیابی درستی پاسخ، مجموعه ای از فرایندهای شناختی مرتبط را درگیر می کند. با وجود تفاوت های محتوایی این دو حوزه، هر دو به توجه، حافظه فعال، دانش پیشین، بازیابی اطلاعات، خودتنظیمی و کیفیت بازخورد آموزشی وابسته اند. ازاین رو، طراحی الگویی که اصول علوم شناختی را به تصمیم های مشخص و قابل اجرا در کلاس درس تبدیل کند، می تواند زمینه مناسبی برای بهبود کیفیت یادگیری فراهم آورد.پژوهش حاضر با هدف طراحی و تدوین چارچوبی مفهومی برای تدریس مبتنی بر علوم شناختی و ارائه فرایند پیشنهادی اعتبارسنجی آن در دوره ابتدایی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مرور هدفمند منابع علمی و تلفیق انتقادی یافته های پژوهشی در حوزه روان شناسی شناختی، علوم یادگیری، آموزش خواندن و آموزش ریاضیات است. در این مطالعه، به جای ادعای اجرای میدانی یا گردآوری داده از دانش آموزان و معلمان، شواهد موجود برای استخراج مولفه های الگو و تبیین روابط میان آن ها به کار گرفته شده است. مبانی نظری پژوهش بر ظرفیت محدود حافظه فعال، نقش دانش پیشین، تمرین بازیابی، فاصله گذاری در تمرین، داربست بندی آموزشی، بازخورد تکوینی و تفاوت نیازهای شناختی خواندن و ریاضیات استوار است.برآیند تلفیق منابع، الگویی چندمرحله ای را پیشنهاد می کند که از تشخیص دانش پیشین و نیازهای یادگیری آغاز می شود و با هدف گذاری شناختی، ارائه صریح و مرحله بندی شده محتوا، تمرین هدایت شده، بازیابی فاصله دار، انتقال یادگیری، بازخورد و پایش مستمر ادامه می یابد. در این الگو، آموزش خواندن بر پیوند رمزگشایی، روان خوانی، واژگان و درک مطلب تاکید دارد؛ درحالی که آموزش ریاضیات از بازنمایی های عینی و تصویری به نمادهای انتزاعی، درک روابط عددی و حل مسئله حرکت می کند. همچنین، اعتبارسنجی الگو در دو سطح اعتبار محتوایی و بررسی تجربی اثربخشی تعریف می شود تا تناسب نظری مولفه ها از میزان موفقیت عملی آن ها متمایز بماند. نتیجه مفهومی پژوهش نشان می دهد که استفاده از علوم شناختی زمانی ارزش آموزشی پیدا می کند که به طراحی دقیق فعالیت ها، مدیریت بار شناختی، تمرین هدفمند و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد منجر شود، نه آنکه صرفا به مجموعه ای از توصیه های عمومی درباره مغز و یادگیری محدود بماند.

نویسندگان

منصوره جعفری

استان اصفهان شهرستان نطنز دبستان شهید ماندگار