بررسی نقش راهبردهای تدریس در مقابله با اعتمادپذیری کاذب دانش آموزان نسبت به اطلاعات تولیدشده در محیط های دیجیتال

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CRESA01_500

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

گسترش محیط های دیجیتال، شبکه های اجتماعی، موتورهای جست وجو و ابزارهای هوش مصنوعی مولد، دسترسی دانش آموزان به اطلاعات را آسان تر کرده است؛ بااین حال، دسترسی سریع به اطلاعات لزوما به معنای توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از اطلاعات نادرست، ناقص یا گمراه کننده نیست. یکی از مسائل مهم در این زمینه، اعتمادپذیری کاذب است؛ وضعیتی که در آن دانش آموز به دلیل ظاهر حرفه ای محتوا، لحن مطمئن نویسنده، تکرار یک ادعا در چند محیط، یا دریافت پاسخ منسجم از یک سامانه دیجیتال، اطلاعات را معتبر تلقی می کند، بی آنکه شواهد کافی برای تایید آن در اختیار داشته باشد. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که محتوای نادرست با اطلاعات صحیح ترکیب شود و تشخیص اعتبار آن، به دانش موضوعی، تفکر انتقادی و مهارت ارزیابی منابع نیاز داشته باشد.پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش راهبردهای تدریس در کاهش اعتماد بی پشتوانه دانش آموزان به اطلاعات دیجیتال، به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای و مرور منابع علمی انجام شده است. در این چارچوب، اعتمادپذیری کاذب نه صرفا به عنوان ضعف فردی دانش آموز، بلکه به مثابه مسئله ای شناختی، آموزشی و فناورانه بررسی می شود که از تعامل میان ویژگی های محتوا، شیوه ارائه اطلاعات، سوگیری های ذهنی و عادت های یادگیری شکل می گیرد. بر این اساس، راهبردهایی مانند خواندن جانبی، بررسی منشا اطلاعات، مقایسه منابع مستقل، آموزش مبتنی بر مسئله، گفت وگوی استدلالی، تحلیل خطاهای اطلاعاتی، یادگیری مبتنی بر پرسش و استفاده انتقادی از هوش مصنوعی مورد تبیین قرار می گیرند.ترکیب شواهد پژوهشی نشان می دهد که آموزش ارزیابی اطلاعات هنگامی اثربخش تر خواهد بود که دانش آموزان به جای حفظ فهرستی از نشانه های اعتبار، در موقعیت های واقعی و متنوع به تمرین بررسی ادعاها، ردیابی منابع و سنجش شواهد بپردازند. همچنین، لازم است میان اطمینان ذهنی دانش آموز و کیفیت واقعی قضاوت او تمایز گذاشته شود؛ زیرا احساس اطمینان به تنهایی شاخصی قابل اتکا برای تشخیص صحت اطلاعات نیست. در نهایت، مقاله الگویی آموزشی پیشنهاد می کند که در آن ارزیابی اعتبار، بخشی پیوسته از فرایند تدریس در درس های مختلف باشد و موفقیت دانش آموز نه فقط با پاسخ درست، بلکه با کیفیت استدلال، شفافیت شواهد و آمادگی برای اصلاح باورها سنجیده شود.

نویسندگان

افروز یدالهی زاده

آموزش و پرورش تهران، دبیر