تحلیل نقش دانش ضمنی معلمان در تفسیر رفتارهای مبهم دانش آموزان و انتخاب مداخلات آموزشی متناسب با موقعیت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CRESA01_492

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

تدریس در محیط واقعی مدرسه، فرایندی پیچیده و مبتنی بر تصمیم گیری های پیوسته است که در آن معلم با رفتارهایی مواجه می شود که معنای آشکار و یگانه ای ندارند. سکوت دانش آموز در جریان بحث کلاسی، امتناع از انجام تکلیف، پاسخ نامرتبط، شوخی در موقعیت آموزشی، پرخاشگری ناگهانی یا افت مشارکت، ممکن است حاصل عوامل شناختی، هیجانی، اجتماعی، خانوادگی یا آموزشی متفاوتی باشد. در چنین موقعیت هایی، واکنش موثر معلم صرفا به آگاهی از دستورالعمل های رسمی، تسلط بر محتوای درسی یا شناخت روش های تدریس وابسته نیست؛ بلکه دانش ضمنی حاصل از تجربه حرفه ای، مشاهده مکرر موقعیت های آموزشی، شناخت ویژگی های یادگیرندگان و توانایی تشخیص تفاوت های ظریف میان رفتارهای ظاهرا مشابه نیز نقش مهمی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش دانش ضمنی معلمان در تفسیر رفتارهای مبهم دانش آموزان و انتخاب مداخلات آموزشی متناسب با موقعیت انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و مرور تحلیلی منابع علمی مرتبط با دانش ضمنی، دانش عملی معلمان، قضاوت حرفه ای، توجه حرفه ای و تصمیم گیری آموزشی است. در این مقاله، دانش ضمنی نه به عنوان شهودی مصون از خطا، بلکه به مثابه دانشی تجربه محور و موقعیت مند بررسی می شود که می تواند در تشخیص نشانه های معنادار، تدوین فرضیه های تفسیری و انتخاب پاسخ آموزشی مناسب موثر باشد. در عین حال، این دانش ممکن است تحت تاثیر سوگیری های شناختی، انتظارات پیشین، برچسب زنی، تجربه های ناموفق گذشته و محدودیت های سازمانی قرار گیرد. تحلیل منابع نشان می دهد که کارآمدی دانش ضمنی زمانی افزایش می یابد که با مشاهده نظام مند، گفت وگو با دانش آموز، بررسی شواهد مکمل، بازاندیشی حرفه ای و ارزیابی پیامدهای مداخله همراه شود. بر این اساس، مقاله الگویی مفهومی برای پیوند میان مشاهده رفتار، تفسیر احتمالاتی، انتخاب مداخله، بررسی واکنش دانش آموز و بازنگری در قضاوت اولیه پیشنهاد می کند. این الگو می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های توانمندسازی معلمان، توسعه یادگیری حرفه ای مشارکتی و ارتقای کیفیت تصمیم گیری در موقعیت های مبهم کلاس درس قرار گیرد.

نویسندگان

شقایق طاهری اوروند

آموزش و پرورش اندیکا

زیبا چراغیان راد

آموزش و پرورش مسجدسلیمان