بررسی نقش معلم در شناسایی و اصلاح پیش فرض های نادرست درباره توانایی یادگیری دانش آموزان
محل انتشار: اولین همایش بین المللی پژوهش، آموزش و کسب مهارت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CRESA01_476
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پیش فرض های معلمان درباره توانایی یادگیری دانش آموزان، از عوامل مهم و کمتر آشکار در شکل گیری تجربه های آموزشی، کیفیت تعاملات کلاسی، فرصت های مشارکت و مسیر پیشرفت تحصیلی به شمار می روند. این پیش فرض ها ممکن است بر پایه شواهد واقعی از عملکرد دانش آموز شکل بگیرند، اما گاهی از تعمیم شتاب زده یک تجربه ناموفق، مقایسه دانش آموزان با یکدیگر، برداشت های اولیه، تفاوت های زبانی و فرهنگی یا تصورهای تثبیت شده درباره هوش و استعداد ناشی می شوند. هنگامی که چنین برداشت هایی بدون بررسی انتقادی به داوری های پایدار تبدیل شوند، احتمال دارد معلم ظرفیت های بالفعل و بالقوه دانش آموز را به عملکرد فعلی او محدود کند و ناخواسته فرصت های یادگیری را برای برخی فراگیران کاهش دهد. مسئله اساسی آن است که عملکرد ضعیف در یک موقعیت آموزشی لزوما نشان دهنده ناتوانی یادگیری نیست؛ زیرا دانش قبلی، کیفیت آموزش، انگیزه، احساس امنیت روانی، دسترسی به منابع، شیوه ارزشیابی و تناسب فعالیت با ویژگی های یادگیرنده نیز بر نتیجه اثر می گذارند.پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و با اتکا به مطالعه کتابخانه ای و تلفیق انتقادی دیدگاه های نظری و پژوهش های مرتبط، نقش معلم را در شناسایی، ارزیابی و اصلاح پیش فرض های نادرست درباره توانایی یادگیری دانش آموزان بررسی می کند. چارچوب تحلیل بر نظریه انتظار معلم، پیشگویی خودکام بخش، نظریه های شناختی اجتماعی انگیزش، خودکارآمدی و رویکردهای معاصر ارزشیابی تکوینی استوار است. در این چارچوب، چگونگی تبدیل برداشت های اولیه به رفتارهای آموزشی، نقش بازخورد و فرصت تمرین در تثبیت یا تغییر انتظارات، و اهمیت استفاده از شواهد متنوع برای قضاوت درباره توانایی یادگیری تبیین می شود.تحلیل منابع نشان می دهد که اصلاح پیش فرض های نادرست مستلزم جایگزین کردن یک داوری قطعی با داوری قطعی دیگر نیست، بلکه به ایجاد فرایندی مستمر برای مشاهده، آزمون، بازاندیشی و بازنگری در قضاوت های آموزشی نیاز دارد. معلم می تواند با تفکیک عملکرد فعلی از ظرفیت رشد، بررسی خطاها به عنوان اطلاعاتی درباره فرایند یادگیری، طراحی فرصت های متنوع پاسخ گویی، ارائه بازخورد مشخص و قابل استفاده و ثبت پیشرفت فردی، زمینه قضاوت دقیق تر و عادلانه تر را فراهم کند. همچنین، این مسئولیت نباید صرفا به ویژگی های فردی معلم محدود شود؛ زیرا فرهنگ مدرسه، شیوه های ارزشیابی، تراکم کلاس و انتظارات خانواده نیز در شکل گیری برداشت ها نقش دارند. نتیجه کلی پژوهش آن است که نگاه حرفه ای به توانایی یادگیری، نگاهی مبتنی بر شواهد، حساس به تفاوت های فردی و آماده بازنگری است؛ نگاهی که در آن هیچ دانش آموزی صرفا بر اساس یک نمره، یک خطا یا یک برداشت اولیه، از فرصت رشد محروم نمی شود.
نویسندگان
هادی قهرمانی
کارشناسی مکانیک، شاغل در آموزش و پرورش گلپایگان، مقطع متوسطه دوم، هنرستان فنی شهید بهشتی
رضا آقاشاهی
کارشناسی ارشد برق قدرت، شاغل در آموزش و پرورش گلپایگان، مقطع متوسطه دوم، هنرستان فنی شهید بهشتی
معصومه معارفوند
کارشناسی روانشناسی بالینی، شاغل در آموزش و پرورش گلپایگان، مقطع متوسطه دوم، هنرستان شهدای پتروشیمی
شهین ناطقی
کارشناسی ادبیات فارسی، شاغل در آموزش و پرورش گلپایگان، مقطع متوسطه اول، مدیر مدرسه زینبیه
امیرحسین عمادی
کارشناسی آموزش ابتدایی، شاغل در آموزش و پرورش گلپایگان، مقطع ابتدایی، مدرسه امیرکبیر