پس از خیانت چه می ماند؟ بررسی عوامل موثر بر بازسازی اعتماد و تصمیم زوجین برای تداوم زندگی مشترک یا طلاق

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CRESA01_462

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

خیانت زناشویی از جمله تجربه هایی است که می تواند بنیان های عاطفی، شناختی و رفتاری زندگی مشترک را با اختلال مواجه کند و برداشت زوجین از تعهد، امنیت روانی، صمیمیت و آینده رابطه را تغییر دهد. بااین حال، مواجهه با خیانت در همه روابط به یک پیامد واحد منتهی نمی شود؛ برخی زوجین پس از تجربه بحران، برای بازسازی رابطه تلاش می کنند و گروهی دیگر جدایی را راهی مناسب تر برای پایان دادن به رنج، بی اعتمادی و تعارض های مستمر می دانند. مسئله اساسی آن است که چه عواملی مسیر زوجین را به سوی ترمیم رابطه یا طلاق هدایت می کنند و تحت چه شرایطی بازسازی اعتماد امکان پذیر می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل فردی، بین فردی، خانوادگی و اجتماعی موثر بر بازسازی اعتماد پس از خیانت و تبیین فرایند تصمیم گیری زوجین درباره ادامه زندگی مشترک یا جدایی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و مرور تحلیلی منابع علمی فارسی و انگلیسی است. در این مقاله، خیانت نه صرفا به عنوان نقض یک توافق زناشویی، بلکه به منزله رویدادی رابطه ای بررسی می شود که می تواند احساس امنیت دلبستگی، اعتماد به صداقت همسر و اعتبار خاطرات مشترک را متزلزل سازد. یافته های حاصل از ترکیب منابع نشان می دهد که پذیرش مسئولیت رفتار، پایان یافتن رابطه خارج از ازدواج، صداقت و شفافیت متناسب، همدلی با همسر آسیب دیده، کیفیت ارتباط، تعهد واقعی به تغییر و برخورداری از حمایت تخصصی، از عوامل مهم در امکان بازسازی اعتماد هستند. در مقابل، تداوم پنهان کاری، انکار واقعیت، سرزنش همسر آسیب دیده، تکرار خیانت، تحقیر متقابل و تبدیل رابطه به چرخه دائمی نظارت و بازخواست می توانند روند ترمیم را مختل کنند. همچنین، تصمیم به تداوم زندگی مشترک یا طلاق تنها بر اساس شدت دلبستگی عاطفی یا فشارهای اجتماعی شکل نمی گیرد، بلکه به ارزیابی امنیت، امکان تغییر، کیفیت رابطه پیشین، شرایط اقتصادی، مسئولیت های والدگری و معنایی که هر یک از زوجین برای زندگی آینده خود قائل اند، وابسته است. نتیجه کلی مقاله آن است که بازسازی اعتماد، فرایندی تدریجی، دوسویه و مبتنی بر شواهد رفتاری است؛ بااین حال، ماندن در رابطه همواره معادل موفقیت و جدایی نیز لزوما نشانه شکست نیست. تصمیم سالم زمانی شکل می گیرد که زوجین بتوانند میان امید به ترمیم، واقعیت رفتارهای موجود، سلامت روان و حق برخورداری از رابطه ای امن تمایز قائل شوند.

نویسندگان

ثریا جلالی

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی