تحلیل تطبیقی شناخت الهی در فلسفه ملاصدرا و هگل

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CPH-2-3_001

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

یکی از اساسی ترین و مهمترین محورهای معرفت انسان، تامل و اندیشه در باب شناخت الهی است که متفکران بسیاری در طول تاریخ فلسفه و کلام، به بحث و بررسی در این زمینه همت گماشته اند. بنابراین برخی از الهی دانان بر اساس مبانی و نظام فکری خود، در پی آن هستند که شناخت خدا را امری ممکن قلمداد کنند. از جمله این متفکران می توان به ملاصدرا، بنیانگذار حکمت متعالیه و هگل، فیلسوف برجسته جهان غرب اشاره نمود. در این پژوهش، سعی بر آن است تا ارزیابی مقایسه ای شناخت الهی از دیدگاه ملاصدرا و هگل به روش توصیفی- تحلیلی انجام شود. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که صدرالمتالهین نیز منکر آن نیست که در فطرت هر انسانی نوعی شناخت به مبدا وجود دارد؛ اما این مطلب اشاره به آن ندارد که اقامه برهان بر وجود واجب، امر غیرممکنی باشد. براهین بسیاری برای اثبات خداوند مطرح شده است که اساسی ترین و مهمترین آن ها «برهان صدیقین» است. در این برهان، فلاسفه حرکت به سوی خداوند را از طریق «وجود» امکانپذیر می دانند. ملاصدرا در آثار مختلفش، از راه های مواجهه آدمی با پروردگار از راه افعال و مظاهر سخن می گوید؛ هنگامی که ما صفات کمالی در موجودات این جهان را مشاهده می کنیم، به وجود آن صفات در خداوند پی می بریم. از آن سو، فلسفه دین هگل نیز با اندیشیدن و تامل او درباره خدا آغاز می شود. بعضی او را متهم به اعتقاد به همه خدایی و همه در خدایی و حتی کفر می کنند و برخی دیگر او را می ستایند.

نویسندگان

فاطمه عبداله پور سنگچی

دانشجوی دکتری مدرسی مبانی نظری اسلام دانشگاه تهران

علی عسگری یزدی

استاد تمام گروه مبانی نظری دانشگاه تهران