تشابه و تمایز بحث وجود در حکمت متعالیه و اگزیستانسیالیسم با تاکید بر دیدگاه هایدگر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CPH-2-3_002

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1405

چکیده مقاله:

چکیدهبر اساس دیدگاه هایدگر، دیده می شود که در سنت فلسفه غرب، با ظهور متافیزیک افلاطون، "وجود" قالب مقولی و مفهومی به خود گرفت. در ادامه با آغاز دوره جدید توسط رنه دکارت، تمایز سوژه و ابژه به گونه ای افراطی، راه را یکسره بسوی "سوبژکتیویسم" هموار نمود؛ اما در مقابل این جریان طولانی سوبژیکتویستی در غرب، کی یرکگور در مقام یک منتقد باور داشت که جریان های فلسفی قبل از او و بخصوص فلسفه هگل رویکرد کلی نگری نسبت به انسان داشته و نحوه وجودی آدمی را به فراموشی سپرده است. این تحول فلسفی در غرب، راه بحث "بودن در جهان" که توسط مارتین هایدگر مطرح شد را باز کرد. می توان گفت که فلسفه او عصاره این جریان بود. او با کنار زدن دیدگاه کانت و هگل، می کوشد تا با بیان نسبت وجود با انسان (دازاین = وجود خاص انسان) سخن از نسبت جدیدی در وجود و موجودات ارائه دهد. در سنت فلسفه اسلامی نیز تا زمان صدرالمتالهین تمام مباحث فلسفی در یک چارچوب مفهوم ماهوی به بررسی گرفته می شد و مسائل وجودی نیز تحت سیطره نگاه ماهوی به حاشیه رانده شده بود؛ اما با ظهور ملا صدرا نگاه مفهومی کنار گذاشته شد و نگاه وجودی و حضوری جای آن را گرفت. این دو جریان با وجود شباهت هایی که با هم دارد، وجوه تمایز هر دو جریان بیش از وجوه تشابه آن است که در این مقال توضیح داده خواهد شد.

نویسندگان

نوروز علی روحانی نژاد

دانشگاه بین المللی اهلبیت علیهم السلام، تهران، ایران

محمد محمدرضایی

دانشگاه تهران، تهران، ایران